درسال 1298 هجری شمسی در اصفهان دیده به جهان گشود . جد اعلایش ملا صالح مازندرانی و از نواده های دختری مجلسی اول (قدس الله سره ) می باشد . پدرش حاج شیخ نصر الله ملبس به لباس روحانیت بود اما کاسب و شغلش صحافی کتب مذهبی بود و در نجف اشرف در کتابخانه امیر المؤمنین نزد علامه امینی(ره) کار می کرد . بسیار مورد علاقه و لطف و عنایت مرحوم امینی واقع شده بود . حاج نصر الله مردی بسیار پرهیزکار و اهل ذکر و معرفت و کرامت بود ، مقید به آداب و سنن دینی و نافله و زیارت عتبات عالیات و زیارت عاشورا بود . فوت او حدود سال 1344 در نجف اشرف واقع شد .

مراسم تشییع و ختم حاج نصرالله در نجف اشرف مانند مرجع تقلیدی که از دنیا رفته باشد بسیار سنگین و مجلل و با شکوه با حضور انبوه علماء و فضلا و طلاب و مراجع تقلید و کسبة نجف اشرف برگزار شد و مرجع اعلای شیعه مرحوم آیت الله العظمی خوئی بر جنازه ایشان در صحن مطهر امیرالمؤمنین (ع) نماز خواند ، مدفنش در وادی السلام نجف کنار مقبره هود و صالح پیغمبر می باشد .

آیت الله صافی تحصیلات ابتدایی را تاسوم دبیرستان در اصفهان گذرانید ، هوش و استعداد سرشار او بخصوص مراتب اخلاقی و مظلومیت و سکوت مطلق و مداوم او در همان دوران کودکی و نوجوانی باعث شد که نامش عنوان مثل معروفی از یک دانش آموز ممتاز و کامل پیدا کند .

سپس با راهنمایی و تشویق مرد زاهد و وارسته زمان مرحوم حاج شیخ احمد حججی نجف آبادی که مردی کاردان و گوهر شناسی بود وارد رشته علوم دینی شد ، چیزی نگذشت که او را با جمعی دیگر از طلاب به خدمت سربازی بردند، خدمتی بسیار پر درد و رنج و پرمشقت ، از اصفهان او را با پای پیاده در هوای گرم و آذوقه ای ناچیز به اهواز بردند ، تقید به نماز اول وقت و نافله و سحرخیزی و حتی روزه گرفتن در آن گرمای طاقت فرسای اهواز حتی در حساسترین شرایط و موقیعتهای خدمت از او یک سرباز ممتاز و قدیس ساخته بود .

پس از بازگشت از سربازی یکسره وارد حوزه علمیه اصفهان شده و در مدرسه نوریه مشغول تحصیل می شود ، مقدمات و ادبیات را در اصفهان باتمام رساند در سال 1320 وارد حوزه علمیه قم می شود و حجره ای محقر در مدرسه حاج ملاصادق را محل سکونت خود قرار می دهد ، دروس سطح را در قم فرا میگیرد و در کنار تحصیل به تهذیب و تزکیه نفس می پردازد و در این میان خدمت آیت الله العظمی سید محمد تقی خوانساری می رسد که اهل دل و زاهد زمانش بود و اخلاق را نزد آن استاد اخلاق تلمذ می کند تا جائی که مجالس انس با ایشان داشت و مورد لطف و نظر خاص این مرجع عالیقدر واقع شده بود .

تفسیر را نیز با دوست صمیمی خود مرحوم مطهری بصورت خصوصی نزد قدیس زمان مرحوم آیت الله العظمی سید احمد خوانساری فرا میگیرد آنگاه به هجرتی سازنده تر هدایت می شود و برای کسب مدارج علمی و معنوی هوای نجف را در سر می پروراند (الذین هاجروا و جاهدوا لنهدینهم سبلنا)

در سال 1322 برای تکمیل علوم و معارف الهیه ، هجرت به نجف اشرف را آغاز می کند و در کنار باب علم نبوت و امام العارفین امیرالمؤمنین(ع) مشغول به تحصیل و تهذیب می شود و طی 28 سال اقامت کنار بارگاه مولی الموحدین(ع) از برکت آن امام متقین به عالی ترین مراتب علمی و عرفانی می رسد و در نجف یعنی معدن علم و معنویت جهان اسلام بعنوان یک شخصیت برازنده و استثنائی در علوم و معارف زبانزد خاص و عام می شود و شاگردانی نخبه و مجتهد و صالح تربیت می کند که اکنون در گوشه و کنار عراق و ایران و سایر بلاد هر کدام مشعل دار تعلیم و تربیت و هدایت هستند و کرسی درس خارج دارند . اساتید علمی ایشان در نجف عبارتند از :

شیخ محمد کاظم شیرازی :

خارج مکاسب

سیدعبدالهادی شیرازی :

خارج بحث طهارت

آیت الله سید محسن حکیم :

خارج فقه

شیخ محمد علی کاظمینی

ملاصدرا بادکوبه ای : معقول

و بیشترین استفاده را از محضر مرحوم آیت الله العظمی خوئی کسب می کند ، دروس فقه و اصول و تفسیر ایشان را تماماً شرکت کرده و تقریر می کند .

آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خوئی - دارالصادق اصفهان - صافی اصفهانی

1 - یک دوره اصول ، تقریرات بحث آیت الله العظمی خوئی(ره) همراه باتعلیقات و نظریات ایشان که بعد از ارتحال ایشان به همت فرزند فاضل ایشان استاد حاج شیخ علی صافی اصفهانی به چاپ رسیده است . در جلد 4 مطبوع

2- مکاسب محرمه و بیع غیر مطبوع

3- طهارت غیر مطبوع

4- صلاه غیر مطبوع

5- ترجمه نقد فلسفه داروین تالیف حاج شیخ محمدرضا نجفی غیر مطبوع

6-متفرقاتی در حدیثو تفسیر و شعر و عرفان و تصوف مخلوط

7-متفرقاتی درباره حج و اسرار آن ، روزه ، مذاهب اربعه مخلوط

1- درسهای اخلاق و معارف اسلامی ( در 2جلد مطبوع )

2- یک دوره اقتصاد استدلالی بر اساس مبانی فقهی

3- اقتصاد ساده برای دانشجویان

که جلسات فوق به همت و تدبیر استاد حاج شیخ علی صافی تشکیل شد و اکنون در دارالصادق اصفهان در دست تحقیق و چاپ است .

4- تقریرات خارج اصول یکدوره

5- تقریرات خارج طهارت

6- تقریرات خارج خمس

7- تقریرات خارج قضا و شهادات

8- تقریرات خارج حج

9- تقریرات درس رجال

10- متفرقاتی در تفسیر و حدیث و شعر و علوم قرآن و اسرار حج

11- اقتصاد استدلالی برای طلاب

12- اقتصاد مقایسه ای بین اسلام ، کمونیسم و کاپیتالیسم برای دانشجویان

13- بحثی پیرامون استعاذه

لازم به تذکر است که آیت الله صافی(ره) هیچگونه استاد سلوکی نداشته اند ، تنها در محضر همین سه شخصیت مذکور استفاده های اخلاقی کرده اند گر چه با اغلب مدعیان رفت و آمدهایی داشتند و با بعضی از آنها روابط بسیار نزدیک و خانوادگی نیز داشته اند اما به عنوان شاگرد سلوکی نزد کسی تلمذ نکرده اند استاد ایشان در سیر و سلوک قرآن و عترت بود و لا غیر و طریق و روش ایشان در تهذیب نفس پیرامون 4 محور دور می زد :

1- عمل به دستورات شرع مقدس تا آخرین نفس (بر خلاف دیگران که عبادات را از واصل ساقط می دانند ) .

2- محبت به خدا و اولیاء خدا(یعنی معصومین علیهم السلام ) .

3- توسل به ذوات مقدسه معصومین علیهم السلام .

4 - تسلیم مطلق و بی قید و شرط در برابر معصوم علیه السلام و لا غیر (به خلاف دیگران که به استاد و پیر و مرشد سر می سپارند و تسلیم مطلق آنها می شوند ).

در سال 1350 پس از فوت مرحوم آیت الله طبیب زاده که امام جماعت مسجد کمرزرین و مرد پارسا و زاهد زمان در اصفهان بود بنا به دعوت علماء و مردم اصفهان و فرمان استادش مرحوم آیت الله العظمی خوئی(ره) به اصفهان باز می گردد ودر مسجد کمر زرین طی مراسم جشن با شکوهی با تعطیلی مساجد و اجتماع علما و ائمه جماعات اصفهان امامت آن مسجد را آغاز می کند و در همان مسجد شروع به تدریس تفسیر و علوم قرآنی می نماید و گاه و بیگاه نیز به منظور مبارزه با انحرافات اعتقادی و آگاه کردن مردم از نقشه های استعمار برای نابودی دین و مذهب ، به کرسی خطابه می نشست و با یک دنیا صدق و صفا ، حقیقت و امانت که لازمه دلدادگان به حضرت حق است مردم را از خطر انحراف و بی دینی و روشنفکرهای بیگانه آگاهی میداد و دربرابر امثال کسرویها ، شریعتیها و شهید جاوید ها و سروشها و بنی صدرها (در زمان ریاست جمهوریش) حتی در برابر افکار خام و اعتقادات باطل فلاسفه و نیز در برابر انحرافات و بدعتهای عارف نمایان دنیا طلب و مخالفین زعامت و مرجعیت غیرت دینی اش به جوش می آمد و با شهامت و شجاعت تمام و اعجاب انگیز در مقابل آنها می ایستاد و از قرآن و عترت و صاحبان شریعت وصراط مستقیم خالصانه دفاع می کرد . تا جائی که دشمنان شروع به تهمت زدن و شایعه پراکنی بر علیه ایشان کردند و مخالفین در دانشگاه اصفهان اعلامیه هایی بر ضد ایشان پخش کردند و بعضی او را تهدید به قتل نموده و عده ای نیز نقشه ترور ایشان را کشیدند که به لطف خدا کید همه دشمنان به خودشان بازگشت .

آری شخصیتی با آن بار علمی بالا که برای دنیای خویش قدمی بر نمی داشت و آزارش به مورچه ای هم نمی رسید و دائم الذکر و در سکوت مطلق بسر می برد وقتی پای خدا و دین و مذهب و رسول خدا و ائمه طاهرین به میان می آمد تاب و توان کوچکترین ننگ و نیرنگی را نسبت به آنها نداشت ، می جوشید و می خروشید و جز رضای خدا به هیچ چیز نمی اندیشید و سخنش مانند میخ فولادین در دلها می نشست .

به همین منظور در سال حدود 1359 بنا به دعوت بازاریان و اهالی محل ودرخواست آیت الله خادمی و سایر علمای اصفهان طی دو طومار جداگانه به مسجد جامع اصفهان منتقل می شود و آنجا را پایگاهی برای زنده کردن دین خدا قرار می دهد و به پیشنهاد و تدبیر فرزند فاضلش حضرت استاد حاج شیخ علی صافی کلاسهای اقتصاد ، اعتقادات ، نهج البلاغه و تفسیر تشکیل داده ، جمع کثیری از جوانان را جذب دین و صراط مستقیم می نماید .

ایشان قبل از اینکه مسجد کمر زرین را ترک کنند از آیت الله ناصری که آن زمان در دولت آباد اصفهان زندگی می کرد خواستند تا امامت مسجد کمر زرین را قبول کنند و با پذیرفتن پیشنهاد استاد از سوی آیت الله ناصری مسجد جامع آماده پذیرایی از آیت الله صافی شد ، آنگاه ایشان اقامه جماعت در آن مسجد را آغاز کردند . علمائی که از آیت الله صافی درخواست کردند تا ایشان از مسجد کمر زرین به مسجد جامع منتقل شوند عبارتند از :

1- آیت الله خادمی . 2- آیت الله مهدوی. 3- آیت الله صادقی. 4- آیت الله حاج آقا احمد امامی. 5- آیت الله حاج آقا حسن امامی. 6- آیت الله ادیب. 7- آیت الله سید محمد علی موحد ابطحی. 8- آیت الله حاج آقا باقر رجائی. 9- آیت الله حاج آقا مهدی فقیه ایمانی. 10- آیت الله سید علی صادقی. 11- حاج آقا مهدی مظاهری. 12- حاج آقا کمال فقیه ایمانی. 13- آیت الله حاج آقا ضیا علامه. 14- شیخ محمد حسین رشتی. 15- صدیقین. 16- میر سید علی امامی زاده . 17- سید اسماعیل هاشمی.

در کنار این برنامه ها نیز شبهای جمعه در منزل درس اخلاق و توسل برقرار می نماید .

آیت الله حاج شیخ علی صافی اصفهانی - دارالصادق اصفهان

حضرت آیت الله زاده آقای حاج شیخ علی صافی در مورد چگونگی برگزاری درس اخلاق و دعای توسل چنین می گوید:

اینجانب مؤسس جلسات درس های اخلاق و همچنین درس های سیار اقتصاد مرحوم والد بودم که پس از آن که مدت ها به ایشان پیشنهاد و اصرار می کردم وقتی دیدم ایشان مطلقاً راضی نمی شوند و از این بابت مأیوس شدم تصمیم گرفتم ابتدا یک جلسه ی دعای توسلی برگزار کنم و آنگاه به مرور زمان ایشان را راضی کنم .

شبی از شبهای جمعه و سرد زمستان بود که قبل از نماز مغرب و عشا وسایل چای را آماده کردم و با آقا به مسجد رفتم در مسجد به چند نفر از رفقا گفتم بعد از نماز به منزل ما بیایید یک جلسه ی دعای توسلی داریم .

وقتی از مسجد برگشتیم مرحوم والد دیدند بساط چای برقرار است ، پرسیدند مهمان داریم؟گفتم : می خواهیم یک دعای توسل بخوانیم . آنگاه چند نفر از دوستان آمدند و دعا را شروع کردیم و ادامه پیدا کرد تا بعد از چند هفته کم کم بنده و شرکت کنندگان در آن مجلس آقا را راضی کردیم که هفته ای 20 دقیقه الی نیم ساعت یک مقدار مطالب اخلاقی را برای ما بیان نمایند و الحمدلله این کار عملی شد و اکنون به عنوان یک اثر ماندگار از ایشان باقی مانده است .

ناگفته نماند که مرحوم آیت الله صافی (قدس سره) پس از مراجعت به اصفهان در مدرسه صدر بازار شروع به تدریس سطح کفایه می کند اما پس از چندی آیت الله العظمی خوئی (ره) در نامه ای به مردم می نویسد آقای صافی باید درس خارج شروع کنند وگرنه برگردند به نجف که ما اینجا بیشتر به ایشان نیاز داریم .

لذا از آن به بعد ایشان درس خارج را بنا به درخواست چند تن از فضلای نخبه اصفهان شروع کردند ، تا بعد از فوت آیت الله خادمی و مهدوی عملاً‌ریاست و زعامت حوزه علمیه اصفهان بعهده ایشان افتاد .

علمائی که به آیت الله العظمی خوئی نامه نوشتند و از ایشان درخواست کردند تا آیت الله صافی را به اصفهان بفرستند عبارتند از :

1- آیت الله شمس آبادی. 2- آیت الله خادمی. 3- آیت الله رجائی. 4- آیت الله حاج آقا احمد امامی. 5- فقیه عظیم الشان آیت الله حاج آقا حسن امامی.

پس از فوت آیت الله اراکی سیل علما و طلاب اصفهان و قم و سایر بلاد برای درخواست رسالة عملیه و قبول مرجعیت به سوی بیت ایشان سرازیر می شد و ایشان را تحت شدیدترین فشارها برای پذیرش این مقام قرار می دادند ، اما او نمی پذیرفت ، گاهی می شد که با صدای بلند گریه می کرد و در حالیکه اشک از محاسنش جاری می شد قسم میخورد و می فرمود والله و بالله از روزی که طلبه شدم تا این زمان چنین فکری به ذهنم خطور نکرده بود که روزی بخواهم رساله عملیه بنویسم ، بالاخره کثرت درخواستها و رفت و آمدها باعث شد که ایشان برای رهایی از این آشوب و اضطراب بطور موقت جلسه استفتایی برگزار کنند و مشغول نوشتن رساله بشوند، و درضمن یک فتوای بقاء بر تقلید هم مردم از ایشان گرفتند و با این فتوا و شروع اولین جلسه استفتاء اوضاع آرام تر شد . لذا جلسه رساله عملیه را فوراً تعطیل کردند ، اما جلسه مناسک حج برقرار بود و تا مسئله شماره 55 ادامه داشت تا زمانی که بکلی اوضاع آرام شد این جلسه را هم تعطیل کردند آنگاه معلوم شد که هدف این شخصیت زاهد و وارسته آرام کردن مردم در این موضوع بود و به این هدف هم به کمک دعا و توسل نائل آمد.

و بالاخره روح بلند این فقیه کبیر و عارف کامل و استاد اخلاق در نزدیکیهای اذان صبح روز جمعه 7/7/1374 به ملکوت اعلی پیوست و استان اصفهان و حوزه های علمیه شیعه را عزادار کرد و با تشییعی بی نظیر بعد از شهید آیت الله شمس آبادی با حضور هیئتهای اعزامی به نمایندگی از مراجع تقلید شیعه و رئیس جمهوری و نمایندگان مجلس و مقامات کشوری و لشکری جنازه پاک او را طبق وصیت آن مرحوم کنار مقبرة علامة مجلسی به خاک سپردند و از طرف استاندار دو روز عزای عمومی در استان اصفهان اعلام شد و در حوزه علمیّه اصفهان یک هفته تعطیل اعلام شد و بازار اصفهان نیز سه روز تعطیل و سیاهپوش شد و تا چهلم آن مرحوم در اصفهان و سایر شهرستانها و بعضی از کشورهای خارجی از طرف اصناف مردم ، علما ، مراجع تقلید ، مقامات کشوری و لشکری مراسم ختم و بزرگداشت آن فقیه فرزانه برقرار بود .


برچسب‌ها:

تاريخ : سه‌شنبه 07 مهر 1394 | 09:41 | نویسنده : hamehe67 | ارسال نظر(0)

 شعله های سرکش و خشمگین و سوزان را فرو می نشانی با دنیایی از دلهره. همه روز و شبت را با آتش، پنجه می افکنی تا هیچ خانواده ای، شبی را بی خانه پلک نبندد.

پیشانی تو را می بوسم که خط های سرنوشت بسیاری از انسان ها به پیشانی تو گره خورده است.

سرنوشت های سوخته را با ابرهای عشق، به بهار پیوند می زنی و هر کجا که قدم می گذاری، امید جوانه می زند.

تو می توانی عشق و امید را از زیر انبوهی از خاکستر بیرون بکشی و آسمان آبی را به پنجره های دود گرفته نشان بدهی.

دست های تو، نشانه آخرین ثانیه های ناامیدی اند و لبخندت، آغاز زندگی و شروعی دوباره است.

تنها دشمنی که می شناسی، آتشی است که چشم به خاکستر کردن خانه امید دیگران دلبسته است.

تو مهربان ترین آشنایی هستی که به یاری امیدهایی می شتابی که تا خاکستر شدن، زمانی بیش، فاصله ندارند.

سرنوشت خانه های بزرگ به دست های کوچک تو گره خورده است. ثانیه ای نمی توان به شعله های سرکش آتش اندیشید؛ وقتی که نامی از تو نباشد.

خوب می دانم که هیچ شبی، بی دلهره و اضطراب پشت سر نگذاشته ای. شب هایت را پاس می داری تا خواب شهر، به آرامش بگذرد. پشت پلک های تو آرامش جریان دارد. تو از هزاران فرشته نجات زمین این شهرهای دور و نزدیکی که من می شناسم.

همیشه باشی تا آتش، خاکسترنشین شود.

در لحظه های اتفاق

حمیده رضایی

از درون گر گرفته ای. دستانت، راز سرشار رودخانه های جاری است. چون دریا موج می زنی و در خویش نمی گنجی.

بلندتر از شعله ها قد کشیده ای.

فراموش کرده ای ثانیه هایت را. بی تابی اتفاق را تاب نمی آوری.

می روی و تمام رودهای جهان، به قامت تو اقتدا می کنند.

می دوی و میان دود و خاکستر گم می شوی.

همه چیز، دور و برت زبانه می کشد. خشم کهنسال شعله های ناگهان، روبه رویت می پیچد. از خود می گذری تا دست های مهربانت، تلخی سوزان حادثه را در هم بریزد.

زلال، چون آب ایستاده ای و حادثه تو را نمی سوزاند.

بی کمک دست های تو، روزهای گداخته مان نمی گذرد، وقتی اتفاق بی هنگام، قصد درهم پیچیدن زندگی مان را دارد.

روزهایت می گذرد و به هیچ چیز فکر نمی کنی جز لبخندهای سوخته ای که از لابه لای دود و آتش بیرون می کشی.

به هیچ چیز نمی اندیشی، جز نگاه های ملتمسی که فریاد می زنند و جز تو هیچ کس را یارای کمک نیست.

روزهایت می گذرند و تو چون شمع می سوزی.

راز فداکاری ات، دهان به دهان می چرخد.

شهر به تو می بالد.

وقتی شعله در شعله می پیچد، به هیچ چیز نمی اندیشی؛ مگر آن سوی آتش.

زلال دست های مهربانت، راز آرامش لحظه هایی است که شعله ورند و عصیانگر، اگر نباشی.

بزرگمرد!

دست بر شقیقه هایت گذاشته ای و خواب از تو می گریزد. به عقربه های ساعت خیره شده ای و نگاه می کنی آن سوی حادثه هایی را که آرزو می کنی هیچ گاه رخ ندهند.


برچسب‌ها:

تاريخ : سه‌شنبه 07 مهر 1394 | 09:40 | نویسنده : hamehe67 | ارسال نظر(0)

 )

http://newsmedia.tasnimnews.com/Tasnim/Uploaded/Image/139207051413397801254533.jpg

شهيد حجت‌الاسلام و المسلمين سيد عبدالكريم هاشمي‌نژاد در سال 1311 ش در بهشهر متولد شد. وي پس از پايان تحصيلات ابتدائي در سن چهارده سالگي براي فراگيري علوم اسلامي به حوزه علميه آيت‌الله كوهستاني رفت و پس از چهار سال کسب فيض از محضر آن عالم بزرگ براي ادامه تحصيل راهي حوزه علميه قم شد. وي در قم در درس خارج فقه و اصول بزرگاني چون آيت‌الله‌العظمي بروجردي، امام خميني،، علامه طباطبايي و شهيد آيت‌الله محمد صدوقي حضور يافت. در سال 1340 ش ساكن مشهد مقدس شد و به تدريس فقه و اصول پرداخت. وي با تشکيل جلسات و سخنراني‌هاي جذاب تبليغي نبرد خويش را با رژيم ستمشاهي آغاز كرد. براي اولين بار در شب پانزدهم خرداد 1342 ش دستگير شد و به مدت 41 روز در زندان موقت شهرباني (همين مکان) در بازداشت به سر برد. در سال 1351 ش از سوي ساواک ممنوع‌المنبر شد، ولي او مخفيانه به فعاليتهاي خود ادامه داد. در سال 1354 ش در پي اعتراض به ضرب و شتم و کشتار طلاب و روحانيان قم و برپايي تظاهرات، دستگير و به دو سال حبس محکوم شد. در سال 1356 ش پس از آزادي، به علت از سرگيري مبارزات عليه رژيم، بار ديگر دستگير و زنداني شد. پس از آزادي، مأموران ساواک بارها با مواد منفجره قصد ترور او را داشتند كه موفق نشدند. شهيد هاشمي‌نژاد با سخنراني‌هاي شنيدني و نوشته‌هاي جذاب خود نقش مهمي در روشنگري اذهان مردم به ويژه نسل جوان داشت که با استقبال گسترده رو به رو شد و رژيم شاه انتشار برخي از کتاب‌هاي ايشان از جمله کتاب «مناظره دکتر و پير» را ممنوع کرد. 
پس از بازگشت پيروزمندانه امام خميني به ايران، هاشمي‌نژاد قصد زيارت حضرت امام از مشهد به تهران آمد.
در بيست و دوم بهمن 1357 ش فرصت‌طلبان براي جمع‌آوري اسلحه قصد تعرض به پادگان و لشكر 77 خراسان را داشتند كه هاشمي‌نژاد در حفظ نظم شهر و پادگان، نقش بسزايي داشت. ايشان به اتفاق آيت‌الله واعظ طبسي توانست پادگان مشهد و لشكر 77 خراسان را از دستبرد افراد فرصت‌طلب دور نگهدارد و مشهد را از ايجاد فتنه‌اي جديد حفظ نمايند. 
اين شهيد بزرگوار در سال 1358 ش به دو كشور ليبي و سوريه و در سال 1359 ش به كشورهاي ژاپن و بنگلادش سفر كرد تا پيام‌رسان انقلاب و نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران باشد. حضور هاشمي‌نژاد در مجلس خبرگان قانون اساسي و همچنين دبيركلي حزب جمهوري اسلامي در مشهد، گوشه ديگري از خدمات آن شهيد بزرگوار بود.
وي در هفتم مهر 1360 ش به دست گروهک منافقين (سازمان مجاهدين خلق) ترور شد و به فيض شهادت رسيد و پيکر مطهرش پس از تشييعي با شکوه در دارالزهد حرم مطهر امام رضا  به خاک سپرده شد.


برچسب‌ها:

تاريخ : سه‌شنبه 07 مهر 1394 | 09:39 | نویسنده : hamehe67 | ارسال نظر(0)

مواد لازم

آرتیشو با زیتون یک غذای الجزایری می باشد .

قلب آرتیشوی کنسرو - 18 عدد (در صورت امکان می توان آرتیشوی تازه را پخت و ته آن را که به قلب آرتیشو معروف است جدا کرد).

زیتون سیاه - 200 گرم

روغن زیتون - 3 تا 4 قاشق سوپخوری

تخم گشنیز نکوبیده - 1 قاشق مرباخوری

دارچین کوبیده نرم - 1 قاشق مرباخوری

لیمو ترش تازه - 3 عدد

آویشن خرد شده - 1 قاشق غذاخوری (یا مقدار کمی سبزی معطر خرد شده)

سیر - 3 تا 4 پر

نمک و فلفل به قدر کافی

طرز تهیه

آب 2 عدد لیموها را می گیریم و آن را با روغن زیتون و کمی نمک و فلفل و دارچین و آویشن و تخم گشنیز را مخلوط می کنیم. آرتیشوها را در ظرف نسوزی می چینیم و سس آماده شده را روی آن می دهیم و ظرف را 10 تا 15 دقیقه روی پنجره وسط فر با حرارت ملایم می گذاریم. بعد ظرف را بیرون می آوریم.

روی هر آرتیشو را یک دانه زیتون سیاه می گذاریم و 1 دانه لیمو را نیز حلقه می کنیم و دور آن می چینیم. لازم به یادآوری است که باید آرتیشوی تازه را پخت و برگ و تیغ روی آن را گرفت . آرتیشوی کنسروی که آماده است ، گاهی سفت و غیر قابل خوردن است . در این صورت باید آن را با مقداری آب و کمی نمک و سرکه پخته ، به مصرف رسانید.


برچسب‌ها:

تاريخ : سه‌شنبه 07 مهر 1394 | 09:38 | نویسنده : hamehe67 | ارسال نظر(0)

 مراقب جلسه های کسالت بار باشید جلسه های طولانی و کسالت بار که نتیجه ای جز خمیازه کشیدن حاضران ندارد بخش جدایی ناپذیر کار و زندگی بیشتر مردم است ولی تا به حال به این فکر کرده اید که چطور می شود کسالت را از بین برد و همین جلسه های خسته کننده را به جلسه های مفید تبدیل کرد. جلسه های طولانی و کسالت بار که نتیجه ای جز خمیازه کشیدن حاضران ندارد بخش جدایی ناپذیر کار و زندگی بیشتر مردم است ولی تا به حال به این فکر کرده اید که چطور می شود کسالت را از بین برد و همین جلسه های خسته کننده را به جلسه های مفید تبدیل کرد. جلسه ها واقعیت زندگی مدرن امروز هستند، خواه شما فقط ۳نفر باشید که در حال برنامه ریزی برای راه اندازی یک کار هستید و خواه یک شرکت روبه رشد با صدها نیروی انسانی باشید. اما نکته این است که تمام مدیران برای مدیریت و کنترل این جلسه ها متولد نشده اند و به عبارت بهتر این کاره نیستند. خیلی ها توجه نمی کنند همین موضوع جلسه های کاری خسته کننده، می تواند تا چه حد زیانبار باشد. چنین جلسه هایی نه تنها زمان مفید کاری را هدر می دهند بلکه جو رقابتی را نیز از بین می برند و خلاصه فاتحه بازدهی را می خوانند! جان پتز، مشاور امور بازرگانی و نویسنده «کتاب جلسات کسالت بار»، می گوید: «زمان در جریان است. از جلسه های خود بیشتر چیز یاد بگیرید یا اینکه از گذاشتن جلسه های بیش از حد و تکراری دست بردارید. اگر قصد دارید کارمندان تان را به دلیل حضور در یک جلسه، از وظایف شان بیرون بکشید و کارشان را متوقف کنید، لازم است درباره تک تک نتایج آن با دقت فکر کنید تا برایتان شفاف باشد.» اگر شرکت یا تیم شما از سندرم جلسه های بد یا بی خاصیت رنج ببرد، شما چطور متوجه می شوید؟ جدا از نشانه های بارز مثل فقدان تماس چشمی کارمندان هنگامی که صحبت می کنید، اسلایدهای پاورپوینت بی شمار، گفت وگوهای یواشکی یا زیرمیزی یا پیامک رد و بدل کردن های پنهانی در طول سخنرانی شما، شاخص های دیگری هم برای جلسه های نابارور وجود دارد که خوب است آنها را بشناسید: ۱ کارکنان، جلسه را بدون هیچ نتیجه گیری مشخصی و قبل از پایان آن ترک می کنند. ۲ بحث هایی که در طول جلسه ها انجام می شود، تصمیمات مورد نظر را رهبری نمی کند (یعنی بحث ها کاملا بی ربط و پرت از هدف جلسه است). ۳ اتاق های فکر تبدیل به جلسه های شکایت از ایده های تکراری و غیرعملی می شود که برای بعضی ها ژست باهوش بودن را به دنبال دارد. ۴ جلسه تکرار مکررات است. تکرار یکسری امور بدون اینکه بهتر یا حتی کمی متفاوت شود و همان دستاوردهای جلسه های قبلی به دست می آید و نتیجه اش مشتی نامه نگاری تکراری است. ۵ گاهی کارکنانی را که حضورشان الزامی نیست، دعوت می کنید و به قول «پتز» سندرم فوق دعوت! از بین بردن عادت جلسه های کسالت آور چندان هم دشوار نیست؛ فقط باید به ۲ نکته اساسی توجه کنید: هدف خود را تعریف کنید پتز می گوید: «برنامه ریزان جلسه یا سازمان دهندگان نشست لازم است دو مورد را درنظر داشته باشند؛ اول اینکه خط مشی اصلی شرکت مشخص شود و تصمیمات و وظایف مربوط به یک پروژه بزرگ را بدانند. دوم اینکه نتیجه نهایی را حدس بزنند و بدانند چه کسی دستاورد این جلسه را عملی خواهد کرد.» به عنوان مثال، به تازگی پتز در جلسه ای حضور داشت که هدف آن کاهش دادن فهرست ۵نفره فروشندگان به ۲نفر بوده است. پتز معتقد است اگر هدف جلسه، به سادگی بحث کردن درباره محاسن و معایب فروشندگان بود، هدفش مبهم یا نامعلوم می شد و نتیجه جلسه هم که همان انتخاب فینالیست ها یعنی ۲نفر فروشنده بود، به دست نمی آمد اما با ارائه یک فهرست کوتاه از هدف مورد نظر و تعیین زمان محدود برای شرکت کنندگان برای تبادل نظر، گروه خیلی زود به یک توافق کارآمد رسید؛ یعنی بعد از پایان زمان مشخص می دانستند چه کسانی باید باقی بمانند؛ «من می گویم ۹۹درصد مردم انجام کار روی نتیجه نهایی را نادیده می گیرند. اگر شما نتیجه نهایی را داشته باشید یعنی بدانید هدف از نشست چیست، می توانید جلسه را سر موقع به اتمام برسانید.» به این سؤال ها جواب دهید جلسه ها اهداف متفاوتی دارند. آیا جلسه های کوتاه هفتگی شما با اطلاعات جدید به روز می شوند یا در یک قالب قدیمی تکرار می شوند؟ آیا این جلسه ها مشکل گشا هستند یا فقط زمینه ای برای بحث و گفت وگو؟ آیا حداقل کمکی به تقویت روحیه کارمندان شما خواهد کرد؟ آیا قرار است شما یک مدیریت ارشد از خودتان بسازید و نتایج از پیش تعیین شده را اعلام کنید یا جلسه های شما ترکیبی از آرا و نظرات را یکی می کند و به یک نتیجه واحد می رسد؟ برای انتخاب قالب درست باید قبل از تشکیل جلسه به این سؤال ها جواب بدهید تا تکلیف تان را با خودتان روشن کنید. به گفته «تاد چرچس»، مشاور اقتصادی بسته به هدف جلسه و روشی که انتخاب می کنید، ممکن است شما احتیاج به تجدید نظر درباره جلسه داشته باشید. مشکلاتی که در مورد برپایی جلسه های استاندارد وجود دارد از این سؤال نشأت می گیرد که چه کسی قرار است جلسه را هدایت کند و اینکه آیا جلسه برپایه گفت وگوی دوطرفه است یا تنها ارائه ای است یک نفره؟ لازم است برنامه ریز جلسه انتظارات را مشخص کند. اگر جلسه بر پایه سخنرانی است و یک نفر قرار است وظایف یا مسئولیت های جدید را شرح دهد یا اینکه بعضی اخبار را به اطلاع همگان برساند، این نوع نشست با نشستی که در آن اساس بر گفت وگوی دوطرفه است، فرق می کند. جایی که ممکن است نیاز باشد حضار با شماره گذاری حاضر شوند، یعنی هرکس شماره مشخص داشته باشد و از قبل برای ارائه ایده خودش به صورت انفرادی یا نتایج تحقیقات آماده شود، باید از قبل اطلاع رسانی شود تا اعضا تحقیقات لازم را درباره بحث انجام دهند و برای ارائه انفرادی آماده شوند. قطعا چنین گروهی می تواند پیشرفت جمعی ایجاد کند.چرچس می گوید: «شما باید به مردم اجازه بدهید که اگر تکلیفی برای انجام دادن دارند از قبل بدانند، در غیراین صورت آنها این ناآمادگی شان را با عقب نشستن و نیز رفتار تماشاگرانه به گونه ای که انگار در سینما هستند به نمایش می گذارند.»یک جلسه خوب مثل یک گفت وگوی مهیج است که اشتیاق کارکنان را برمی انگیزد و آنها را به شدت هیجان زده و مشتاق می کند. چنین کارمندانی در پایان جلسه گام بعدی کار برایشان شفاف می شود و احساس کسالت نمی کنند. یک جلسه بد درست مثل یک شام طولانی اجباری و ناراحت کننده است حتی اگر با رعایت تمام قوانین برگزار شود.


برچسب‌ها:

تاريخ : سه‌شنبه 07 مهر 1394 | 09:35 | نویسنده : hamehe67 | ارسال نظر(0)

 

 

http://ap2.persianfun.info/img/92/2/Namayeshe%20Ehsas%2013/6.jpg

لبریزِ توام
لبریزِ تو
و غمگین

لبریز
تنها
ترسیده
و غمگین..

ببین که کابوسِ نبودن
با بودنِ یک آدم چه می‌‌کند..


برچسب‌ها:

تاريخ : سه‌شنبه 07 مهر 1394 | 09:32 | نویسنده : hamehe67 | ارسال نظر(0)

 

 

KMplayer یکی از محبوب ترین و در عین حال قدرتمند ترین نرم افزارها در زمینه ی پخش انواع فرمت های فیلم و موزیک است، شما به ندرت می توانید شخصی را بیابید که این نرم افزار ایده آل و کم حجم را در سیستم خود نداشته یا با ان کار نکرده باشد. این نرم افزار به کاربر این امکان را میدهد تا فرمت های صوتی و ویدئویی خود را با کیفیت و وضوح بالاتری تماشا کند. به جرات میتوان گفت کمپانی کره ای توانسته است تمامی فرمت های صوتی و تصویری را در این نرم افزار جای دهد، همچنین می توان به وجود انواع کدک های صوتی و تصویری نیز اشاره کرد که ان را در بین نرم افزار های پخش کامل تر جلوه می دهد. از ویژگی های دیگر این نرم افزار که به هنگام دیدن فیلم کاربرد زیادی دارد، می توان به پخش زیر نویس اشاره کرد که این نرم افزار از تمامی فرمت های زیر نویس پشتیبانی کرده و همچنین به کاربر این امکان را میدهد تا تنظیماتی همچون تغییر اندازه و رنگ و … را هم به سلیقه ی خود ویرایش کند. این نرم افزار را میتوانید به صورت کاملآ رایگان از وب سایت ایرنیان دانلود دریافت نمایید.


برخی از ویژگی های این نرم افزار:

پشتیبانی از پخش فایل های آسیب دیده (حالت انلاین) AVI
قابلیت نمایش عکس زمان پخش فایل های صوتی
پشتیبانی از 24 زبان مختلف از جمله زبان فارسی
دارا بودن انواع مختلف تجهیزات رسانه ای
پشتیبانی از انواع زیرنویس و ویرایش ان
پشتیبانی از جریانهای چندگانه صوتی
قابلیت تغییر اندازه و پردازش تصویر
مجهز به محیط یکپارچه کدک
سازگاری با انواع ویندوز ها
مشاهده تصاویر پس زمینه
پپشتیبانی از فرمت 3D
پشتیبانی از DVD
عملکرد ضبط ویدئو
و …
تصاویری از محیط این نرم افزار:

دانلود نرم افزار معروف پخش فیلم و موزیک KMPlayer v3.8.0.121 Final



 

برچسب‌ها:

تاريخ : سه‌شنبه 07 مهر 1394 | 09:27 | نویسنده : hamehe67 | ارسال نظر(0)

 پیشاپیش ولادت با سعادت امام هادی برهمه شما ایرانیان  عزیز تبریک میگم

 

برچسب‌ها:

تاريخ : دوشنبه 06 مهر 1394 | 15:29 | نویسنده : hamehe67 | ارسال نظر(0)

 

 

جمال عبدالناصر، سياست‏مدار معروف و رئيس‏جمهور پيشين مصر، در 15 ژانويه 1918م در اسكندريه مصر به دنيا آمد. او در آكادمي علوم نظامي قاهره تحصيل كرد و از سال 1942م به ارتش مصر پيوست. وي كه براندازي حكومت سلطنتي ملك فاروق را در سر مي‏پروراند، پس از شكست اول اعراب در برابر اسرائيل، جنبش «افسران آزاد» را بنا كرد و ژنرال محمد نجيب را به عنوان رهبر اين جنبش برگزيد. در سال 1952م اين جنبش طي كودتايي سلطنت را ملغي اعلام كرد و با تاسيس رژيم جمهوري، ژنرال نجيب را به عنوان اولين رئيس جمهور مصر، به قدرت رساند. در سال 1954م عبدالناصر، ژنرال نجيب را نيز بركنار كرد و خود به عنوان مغز متفكر جنبش افسران آزاد، قدرت را در دست گرفت.

ناصر، معتقد به قوميت‌گرائي عربي و اتحاد ميان كشورهاي عربي بود. وي سياست جدايي از كشورهاي غربي و نزديكي به بلوك شرق خصوصاً شوروي سابق را در پيش گرفت و با خريد اسلحه از اين كشور، كوشيد قواي نظامي مصر را تقويت كند. ناصر در سال 1956 كانال سوئز را ملي اعلام كرد اما با حمله مشترك نيروهاي فرانسه، انگليس و رژيم صهيونيستي مواجه شد. اين‏ جنگ با تهديد نظامي شوروي و فشار افكار عمومي به نفع مصر پايان يافت.

جمال عبدالناصر يكي از پايه‏گذاران جنبش عدم تعهد بود و در بين رهبران جهان و به ويژه كشورهاي عربي اعتباري جهاني داشت. در سال 1958م سه كشور مصر، سوريه و يمن تحت تاثير شعارهاي ناصر مبني بر قوميت‌گرائي عربي، دولتي متحد با عنوان «جمهوري متحد عربي» را تشكيل دادند. طي يك همه‏پرسي، جمال عبدالناصر به رياست جمهوري اين دولت انتخاب شد. اما اين اتحاد، ديري نپاييد و بر اثر اختلاف اعضا، در سال 1961م از هم گسيخت.

ناصر در جنگ سوم اعراب و اسرائيل در سال 1967م نيز شكست خورد و ناگزير بخشي از سرزمين مصر را به رژيم صهيونيستي واگذار كرد. اين امر به شدت به حيثيت داخلي و بين‏المللي وي لطمه زد و او تا پايان عمر، وجهه از دست رفته را بازنيافت. وي سرانجام در 28 سپتامبر 1970م پس از 16 سال حكومت در سن 52 سالگي بر اثر سكته قلبي درگذشت.

بعضي از مفسران سياسي، مرگ او را ناشي از توطئه‏اي با هدف ارتقاء سادات مي‏دانند. در پي مرگ ناصر، محمد انور سادات، معاون او كه به لزوم دوستي با غرب و صهيونيست‏ها معتقد بود، به قدرت رسيد. با مرگ ناصر، قوميت‌گرائي عربي تنها در اذهان شخصيت‌هايي مانند صدام، قذافي، ياسر عرفات و... باقي ماند و اين انديشه ديگر نتوانست اعتبار پيشين خود را در ميان جهان عرب حفظ كند. در واقع شكست ناصر و مرگ او و سپس الهام بخشي انقلاب اسلامي، افول قوميت‌گرائي عربي را نمايان ساخت و با اقبال ستمديدگان فسلطيني و لبناني به فرهنگ اسلامي زمينه برپائي نهضت‌هاي اسلامي فراهم گشت.


برچسب‌ها:

تاريخ : دوشنبه 06 مهر 1394 | 10:25 | نویسنده : hamehe67 | ارسال نظر(0)

 فدک هدیه پیامبر(ص) به حضرت زهرا(س)

فدک سرزمین آباد وحاصل خیزی بود که در نزدیکی « خیبر » قرار داشت . و فاصله آن با مدینه در حدود 140 کیلو متر بود ، که پس از دژ های خیبر ، نقطه اتکای یهودیان حجاز به شمار می رفت . سرزمین فدک تا سال هفتم هجری در دست یهودیان بود و از درآمد آن امرار معاش می کردند . اما در همین سال بود که یهودیان قلعه های خیبر پیمان شکنی کردند ، که در پی آن جنگی بین آنها و مسلمانان در گرفت . سپاه اسلام پس از آنکه یهودیان را در «خیبر» و «وادی القری» و «تیما» در هم شکست ، و خلئی را که در شمال مدینه احساس می کرد با نیروی نظامی اسلام پر نمود . برای پایان دادن به قدرت های یهود در این سرزمین که برای اسلام و مسلمانان کانون خطر و تحریک بر ضد اسلام به شمار می رفتند سفیری به نام «محیط» پیش سران فدک فرستاد . «یوشع بن نون» که ریاست منطقه را بر عهده داشت ، صلح و تسلیم را بر نبرد ترجیح داد و تعهد کرد که نیمی از فدک را در اختیار پیامبر قرار دهد و از این پس زیر لوای اسلام زندگی کند .

سرزمین هایی که در اسلام به وسیله جنگ و قدرت نظامی گرفته می شود متعلق به عموم مسلمانان است و اداره آن به دست فرمانروای اسلام می باشد ، ولی سرزمینی که بدون هجوم نظامی و اعزام نیرو به دست مسلمانان می افتد مربوط به شخص پیامبر و امام پس از وی می باشد و اختیار این نوع سرزمین ها با اختیار اوست . می تواند آن را ببخشد ، می تواند اجاره بدهد. یکی از آن موارد اینست که از این املاک و اموال نیازمندی های مشروع نزدیکان خود را به شکل آبرومندی بر طرف سازد .

روی این اساس پیامبر «فدک» را به دختر گرامی خود حضرت زهرا (س) بخشید . منظور از بخشیدن این ملک چنانچه که قرائن گواهی می دهد دو چیز است :

1 : زمامداری مسلمانان پس از در گذشت پیامبر اسلام طبق تصریح مکرّر پیامبر با امیر مومنان بود و چنین مقام و منصبی به هزینه سنگینی نیاز دارد . علی (ع) برای حفظ این مقام و منصب می توانست از درآمد این سرزمین حداکثر استفاده را ببرد.

2 : دودمان پیامبر که فرد کامل آن یگانه دختر وی و نور دیدگانش حضرت حسن و حسین (ع) بود باید پس از فوت پیامبر به صورت آبرومندی زندگی کنند . برای این هدف پیامبر «فدک» را به دخترش بخشید .

محدثان و مفسران شیعه و گروهی از دانشمندان سنی می نویسند : وقتی آیه « وَ ءَاتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ وَ الْمِسكِينَ وَ ابْنَ السبِيلِ وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذِيراً» (سوره اسرا /26 ) نازل گردید پیامبر دختر خود فاطمه را خواست و فدک را به وی واگذار نمود . ناقل این مطلب ابو سعید خدری است که یکی از صحابه بزرگ رسول خدا می باشد. همه مفسران شیعه و سنی قبول دارند که این آیه در حق نزدیکان و خویشاوندان پیامبر نازل گردیده و دختر وی روشن ترین مصداق «ذی القربی» است .


برچسب‌ها:

تاريخ : دوشنبه 06 مهر 1394 | 10:24 | نویسنده : hamehe67 | ارسال نظر(0)
.: Weblog Themes By SlideTheme :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران


  • ستاره مادرید