ژن حسینی در سال 1345/4/15
در شهرستان مسجدسلیمان چشم به جهان گشود.
اکنون کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی است.
30 سال سابقه ی تدریس در دانشگاه و مدارس دارد.
فعال اجتماعی و عضو شورای شهر مسجدسلیمان بوده است .
اکنون رئیس شورای استان خوزستان می باشد.
بیژن حسینی در سال 1373 کتاب شعر بُرگ چَوک را به چاپ و نشر رسانید.
بُرگ چَوک : بُرگ به معنی ابرو و چَوک به معنای چوگانی یا کمانی ،
بُرگ چَوک به معنای ابرو کمان یا کمان ابرو است.
این واژه را بیژن حسینی برای نخستین بار آفرید
برچسبها:
ادامه مطلب
برچسبها:
پیلاتس (کنترولوژی) ، عبارت است از ایجاد هماهنگی کامل بین جسم، ذهن و روح.
پیلاتس (Pilates) ، ورزشی است که تمام تمرکز خود را بر روی پیشرفت بدن بر اساس توازن معطوف می کند و این توازن از طریق استحکام ماهیچه ها، انعطاف پذیری و آگاهی لازم به منظور پشتیبانی از حرکات موثر و دلپذیر انجام می شود.
پیلاتس (کنترولوژی) ، عبارت است از ایجاد هماهنگی کامل بین جسم، ذهن و روح.
پیلاتس (Pilates) ، ورزشی است که تمام تمرکز خود را بر روی پیشرفت بدن بر اساس توازن معطوف می کند و این توازن از طریق استحکام ماهیچه ها، انعطاف پذیری و آگاهی لازم به منظور پشتیبانی از حرکات موثر و دلپذیر انجام می شود.
پیلاتس یکی از معروف ترین سیستم های ورزشی در کشور است. به نظر می رسد که همه افراد یا در حال انجام پیلاتس هستند و یا علاقه دارند که برنامه ورزشی پیلاتس را شروع کنند. در حقیقت یکی از بهترین نقاط مثبتی که برای پیلاتس وجود دارد این است که گستره وسیعی از افراد را در بر می گیرد.
مهم ترین فواید این ورزش عبارتند از : قوی تر شدن، بلندتر شدن، لاغر شدن و توانایی بالاتر برای انجام هر کاری به آسانی.
افراد ابتدا با روشی هدفمند، کنترل کامل جسم خود را در دست می گیرند و سپس از راه تکرار کامل حرکات آن به شیوه تدریجی ولی پیشرفت کننده به یک نوع هماهنگی طبیعی دست پیدا می کنند.
کنترولوژی باعث پرورش هماهنگ اجزای بدن می شود، حالت ها و حرکات نادرست بدن را اصلاح می کند، نیروی حیات را به بدن بازمی گرداند و توان ذهنی را افزایش می دهد. انجام این ورزش، پرورش جسمانی را به ایده آل نزدیک می کند.
این ورزش بین مغز و بدن، هارمونی فیزیکی ایجاد کرده و توانایی بدن افراد را در هر سنی بالا می برد.
از آنجا که این ورزش در حالت های ایستاده، نشسته و خوابیده بدون طی مسافت و پرش و جهش انجام می گیرد، آسیب های ناشی از صدمات مفصلی را کاهش می دهد، زیرا حرکات این ورزش با اجرای تنفس عمیق و انقباض های عضلانی انجام می گیرد.
پایه گذار ورزش پیلاتس
پیلاتس روشی از تمرینات ورزشی بود که در سال 1920 توسط ژوزف پیلاتس به وجود آمد.
لازم به ذکر است که این رشته ورزشی از سال 1385 توسط سرکار خانم بهاره عطری وارد ایران شد. ایشان هم اکنون رییس و بنیانگذار انجمن ورزشی پیلاتس است.

قوای بدنی در پیلاتس
زمانی که از طریق پیلاتس ورزش کنید، هسته ماهیچه ها قوی می شود و کارها را به خوبی و آسان تر انجام می دهند. آنها پشت سر هم با ماهیچه های سطحی بالاتنه کار می کنند تا ستون فقرات و حرکت ناشی از آن را هدایت کنند. زمانی که هسته ماهیچه ها را توسعه می دهید، میزان پایداری از کمر به بالا را نیز افزایش می دهید.
لذا پیلاتس برای افرادی که از درد کمر رنج می برند، می تواند مفید باشد. زمانی که ستون فقرات به طور مناسب پایدار باشد، فشار روی کمر از بین می رود و بدن قادر خواهد بود که به طور آزادانه با حرکات موزون، حرکت کند.
اصول مهم در پیلاتس
اصول مهم پیلاتس برای رسیدن به نتیجه مطلوب عبارتند از :
مرکز گرایی، کنترل، جریان داشتن، تمرکز و تنفس.
ورزش پیلاتس همیشه تمامی تکیه خود را بر روی کیفیت گذاشته نه کمیت. شما این موضوع را درخواهید یافت که این ورزش بر عکس ورزش های دیگر، دارای تکرار بیش از حد هر حرکت ورزشی نیست. انجام هر کدام از حرکات به طور کامل و با دقت در این ورزش باعث می شود که نتیجه دلخواهتان را در مدت زمان کوتاه تری به دست آورید.
پیلاتس یک روش منحصر به فرد ورزشی است و تا زمانی که اصول اولیه آن رعایت شود، متمایز از دیگر ورزش ها خواهد بود.
کسانی در ورزش کردن موفق می شوند که بتوانند هسته ماهیچه هاشان را به کار بیندازند و در پیلاتس این کار صورت می گیرد.
فواید تمرینات پیلاتس
* تقویت سیستم ایمنی بدن
* بالا بردن قوای بدن و آزاد سازی افکار منفی از ذهن و فکر

* کاهش دهنده دردهای مهره ای و کمر
* ایجاد کشیدگی در ظاهر اندام
* به وجود آورنده شکم صاف و کمر باریک
* انعطاف پذیری و ایجاد تعادل
* افزایش تحرک مفاصل
* حجیم کردن فضای ریه و افزایش قابلیت تنفس
* تقویت سیستم قلبی- عروقی
* افزایش دامنه حرکات مفاصل و عضلات
* از بین بردن درصد جراحت و آسیب پذیری
* داشتن خواب بهتر
* کاهش استرس و عصبانیت و خستگی
پیلاتس برای چه کسانی مفید است؟
- برای تمام خانم ها و آقایانی که به تناسب اندام و وضعیت عمومی جسمانی خود علاقه دارند.
- ورزشکاران، به خصوص افرادی که به علت داشتن حرکات یک جانبه صدمه دیده اند.
- افرادی که دارای دردهای پشت مداوم هستند.
- افرادی که پس از یک دوره نقاهت می خواهند، دوباره زندگی پرنشاطی داشته باشند.
- سالخوردگانی که می خواهند زندگی فعالی داشته باشند.
- افرادی که می خواهند از پوکی استخوان جلوگیری کنند.
- افرادی که دچار بیماری های روحی- روانی و خستگی های ناشی از آن هستند.
- افراد چاق و اصولا افرادی که با وزن خود مشکل دارند.
برچسبها:
"و خدای تو حكم فرموده كه جز او را نپرستید و بر پدر و مادر نیكویی كنید، اگر یكی از آنان یا هر دو به سنین كهولت و سالخوردگی رسیدند، زینهار كلمه ای كه رنجیده خاطر شوند، نگویید و كمترین آزار به آنان نرسانید و با آنها با اكرام و احترام سخن بگوئید. " سوره اسرا آیه ٢۳روز نهم مهرماه، در هر سال به عنوان روز سالمندان نامگذاری شده است تا گامی در راستای تکریم این پدران و مادران برداشته شود. دوران سالمندی همانند دوران کودکی یا جوانی، یکی از مراحل زندگی است با این تفاوت که دوران کودک و جوانی، سرشار از انرژی و تلاش، ولی دوران سالمندی، همراه با تحلیل قوا و کاهش میزان فعالیت های فیزیكی می باشد.
تا قبل از قرن بیستم و یكم میلادی، میانگین عمر، بسیار پایین بود. اما بهبود وضع تغذیه و پیشرفت های چشمگیر پزشكی و ارتقای سطح بهداشت، سبب افزایش میانگین عمر گردیده است. وجود شمار روز افزون سالمندان در اكثر كشورها موجب شده كه مقامات دولتی و برنامه ریزان اجتماعی، توجه بیشتری به این مسأله ابراز نموده و به وضع مقررات تأمین اجتماعی مطلوب تر آنان همت گمارند. همچنین با وجود كمك های مالی فرزندان به ویژه در كشورهای آسیایی، بازهم اتکای سالخوردگان به تأمین اجتماعی بسیار است و از این رو باز هم حمایت های مادی و معنوی دولت ها را در این زمینه طلب می كند. اگر چه در پرتو تحولات ناشی از انقلاب و به دلیل آداب و رسوم فرهنگی در جامعه ما، كهنسالان از جایگاه ویژه ای برخوردار هستند. اما این بدان معنا نیست كه هیچ سالمندی از محیط گرم خانواده اش محروم نمی ماند. زیرا همه ساله، بر شمار سالخوردگانی كه به آسایشگاه های سالمندان، در سراسر كشور مراجعه می كنند، یا از سوی اطرافیانشان به آنجا سپرده میشوند، افزوده می شود. با این حال، به حكم الهی و فطری و سنّت اجتماعی، فرزندان باید حرمت پدر و مادر خود را حفظ كنند و به ایشان احسان نمایند.
●جایگاه سالمندان در پرتو تعالیم اسلامی
برخلاف فرهنگ غرب، كه وجود سالمندان را در خانواده ها، زائدهای مزاحم می پندارند و می كوشند برای آنكه آزادی های شخصی شان محدود نشود و مزاحمی نداشته باشند، به نحوی آنان را از محیط خانه و روابط خانوادگی دور كنند و به «خانه سالمندان» بفرستند، اسلام به آنان ارج می نهد و حرمت قائل است و به رعایت حقوق و احترام آنان سفارش كرده و به بهره گیری از تجارب و افكار پخته آنان تشویق می كند.
●محور وحدت
مجموعه افراد یك فامیل، نسبت به بزرگ خاندان احترام می گزارند و در كارها با آنان مشورت می كنند و در اختلافات، به رأی و حكمیت و داوری آنان ارج می نهند و گاهی یك سخن از سوی آنان، آتش فتنه ای را خاموش می سازد، یا تفرقه و كدورتی را به وفاق و همدلی و آشتی مبدل می سازد.
نعمت وجود با بركت آنان، اغلب تا هستند، ناشناخته است. وقتی به جایگاه حساس و مهم و نقش كارگشای آنان پی میبرند كه از دست بدهند. چه بسیار اختلاف ها و قهرها و نزاع های خانوادگی كه پس از درگذشتِ «بزرگ خاندان» چهره نشان می دهد و چه بسیار رابطه ها و رفت و آمدها كه قطع می شود، یا به سردی می گراید، و علت آن فقط از دنیا رفتن محوری است كه مایه دلگرمی، امید، انس و معاشرت فامیل است.
رسول خدا (ص) فرمود: «البَركهٔ مَعَ اكابِرِكم»: بركت و خیر ماندگار، همراه بزرگترهای شماست. در سخن دیگر فرمود: «الشّیخُ فی اَهْلِهِ كالنّبیِ فی اُمّتهِ»؛ پیرمرد در میان خانواده اش، همچون یك «پیامبر» در میان امتش است.
این اشاره به همان نقش محوری، فروغ بخشی، صفا آوری، هدایت و ارشاد، تجمع و الفت است كه در وجود آنان نهفته است. پس اگر بزرگترها در فامیل و خانواده، چراغ روشنی بخش و محور وحدت و همدلی و عامل انس و ارتباط و رفت و آمدهای خانوادگی اند، باید این جایگاه، محفوظ بماند و مورد حراست و تقویت قرار گیرد.
●حرمت بزرگترها
رعایت ادب و مقتضای حق شناسی نسبت به عمری تلاش صادقانه و ایثارها، گذشت ها، دلسوزی ها و سوختن و ساختن ها كه بزرگان از خود نشان داده اند، آن است كه در خانواده ها مورد تكریم قرار گیرند، عزیز و محترم باشند، به آنان بی مهری نشود، خاطرشان آزرده نگردد، به توصیه ها و راهنمایی هایی كه از سر سوز و تجربه می دهند، بی اعتنایی نشود.
خود «بزرگسالی» و «سن بالا» در فرهنگ دینی ما احترام دارد. این سخن پیامبر خدا (ص) است: «مَنْ عَرَفَ فَضْلَ كبیرٍ لِسنّهِ فَوَقَّرَهُ، آمَنَهُ اللَّهُ تعالی مِن فَزَعِ یوم القیامهٔ»؛ هر كس فضیلت و مقام یك «بزرگ» را به خاطر سن و سالش بشناسد و او را مورد احترام قرار دهد، خدای متعال او را از هراس و نگرانی روز قیامت ایمن میدارد.
احترام به بزرگترها و ترحم و مهربانی نسبت به كوچكترها، از دستورالعمل های اخلاقی اسلام است و كانون خانواده ها را گرم و مصفا می سازد و این، توصیه امام صادق(ع) است كه فرمود:
«لَیسَ مِنّا مَنْ لَمْ یُوَقِّرْ كبیرَنا وَ لَمْ یَرْحَمْ صَغیرنا»؛ كسی كه بزرگ ما را احترام نكند و كوچك ما را مورد شفقت و عطوفت قرار ندهد، از ما نیست.
این سخن را نیز از حضرت علی(ع) به یاد داشته باشیم كه فرمود:
«یُكْرَمُ العالِمُ لِعلمه و الكبیرُ لِسِنّهِ»؛ دانشمند را به خاطر علمش و بزرگسال را به خاطر سن او، باید احترام كرد.
اگر جوانان قدر پیران را نشناسند و به جایگاه آنان حرمت ننهند، هم رشته های عاطفی پیوندهای انسانی از هم گسسته میشود، هم از رأفت و عاطفه و تجربه سالخوردگان محروم میشوند، هم نشانه بی توجهی خود به ارزشها را امضا كرده اند. حضرت علی(ع) در یكی از سخنان خویش، ضمن انتقاد از اوضاع زمانه و ناهنجاریهای رفتاری مردم، از جمله بر این دو مسأله تأكید می فرماید: ۱- بی احترامی كوچكترها نسبت به بزرگترها ۲- رسیدگی نكردن توانگران به نیازمندان:
«انّكم فی زمانٍ ... لا یُعَظِّمُ صغیرُهم كبیرَهُمْ و لا یَعُولُ غَنیُّهُم فقیرَهم»؛ شما در زمانه ای به سر میبرید كه كوچك به بزرگ تعظیم و تكریم نمیكند و ثروتمند، به فقیر رسیدگی نمیكند!
●تكریم والدین
سالمندان به طور عموم، از احترام برخوردارند. اگر پدر و مادر باشند كه این وظیفه، سنگین تر و مسؤولیت مضاعف است. قرآن كریم از تندی و پرخاش نسبت به پدر و مادر پیر نهی می كند و به سخن نیك و لحن شایسته و خضوع و تواضع و گستردن بال رأفت در برابر آنان و خیرخواهی و دعا در حق آنان دعوت می كند.
فرمان خداوند، چنین است:
«اِمّا یَبْلُغَنَّ عِندك الكبرَ اَحَدُهما او كلاهُما فلا تَقُلْ لَهما اُفٍّ و لا تَنْهَرهُما وَ قُلْ لَهُما قولاً كریماً، وَاخفَضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِ مِنَ الرّحمهِٔ وَ قُل رَبِّ ارحَمْهُما كما ربّیانی صَغیراً»؛
هرگاه یكی از آن دو (پدر و مادر) یا هر دو نزد تو به سن پیری و سالمندی رسیدند، به آنان اف مگو، آنان را طرد مكن و به آنان سخن كریمانه بگو و بال فروتنی را از روی رحمت و شفقت برای آنان بگستر، و بگو: پروردگارا! همان گونه كه مرا در خردسالی ام تربیت كردند، تو نیز بر آنان رحمت آور.
ادب و احترام نسبت به پدر و مادر بزرگسال، آن است كه: آنان را به اسم، صدا نكنی، به احترامشان برخیزی، از آنان جلوتر راه نروی، با آنان بلند و پرخاشگرانه سخن نگویی، نیازهایشان را برآوری، خدمتگزاری به آنان را وظیفه ای بزرگ بدانی و از آنان در سن كهولت و پیری مراقبت كنی.
در حدیث است كه امام باقر (ع) فرموده است: پدرم به مردی نگریست كه همراه پسرش راه می رفتند و پسر به بازوی پدرش تكیه داده بود. پدرم تا زنده بود، با آن جوان (به خاطر این بی حرمتی نسبت به پدرش) صحبت نكرد.
به همان اندازه كه آزردن آنان و «عاق» شدن، حرام و نكوهیده است و از آن نهی شده است، دل به دست آوردن و جلب رضایت و نیكی به آنان سفارش شده است و این خدمتگزاری، سبب بهشتی شدن فرزندان به شمار آمده است.
«ابراهیم بن شعیب» گوید: به امام صادق(ع) عرض كردم: پدرم بسیار پیر و سالخورده و ناتوان شده است. هر گاه حاجتی داشته باشد او را برمی داریم و بر دوش می كشیم. حضرت فرمود: «اِنْ استَطَعْتَ اَنْ تَلِیَ ذلك مِنْهُ فافْعَلْ و لَقِّمْهُ بِیَدِكَ، فانّه جَنَّهٌٔ لك غَداً»؛ اگر بتوانی عهده دار كارهای او شوی چنین كن، حتی با دستانت لقمه در دهان او بگذار، كه این فردای قیامت، برای تو بهشت (یا سپر از آتش: جُنّه) خواهد بود.
● انتقال فرهنگ
از عمده ترین راههای انتقال یك فرهنگ به نسلهای آینده، رفتار پدر و مادر و مربیان است. كودكان، آنچه را در رفتار بزرگترها ببینند، از آن الگو می گیرند. احترام به بزرگترها و رعایت ادب و تكریم نسبت به سالخوردگان، اگر در عمل و رفتار ما تجلی یابد، فرزندان ما نیز، این فرهنگ را می آموزند و با همین آداب و سنن بار میآیند. كسی كه انتظار ادب و معرفت و حق شناسی از فرزندانش دارد، باید همین حالت را نسبت به پدر و مادر و بزرگترها نشان دهد، تا كوچكترها هم از او بیاموزند.
این یك سنت تاریخی و تأثیر و تأثر از اعمال و رفتار است. هر كس چیزی را درو میكند كه كِشته است. اگر در حدیث است كه «لا میراثَ كالادب»؛ هیچ ارثی همانند ادب نیست كه از بزرگان به فرزندان برسد، در این مورد هم مصداق می یابد.
امام علی(ع) فرمود:
«وَقِّرُوا كبارَكُمْ، یُوَقّرْكُمْ صِغارُكُم»؛به بزرگانتان احترام كنید، تا كوچكترها هم به شما احترام كنند.
امام صادق(ع) نیز فرموده است:
«بِّروا آباءَكم، یَبِرُّكُمْ اَبْناؤكُمُ»؛به پدرانتان نیكی كنید، تا فرزندانتان هم به شما نیكی كنند.
این دقیقاً برداشت محصول، از زراعتی است كه انسان با رفتارش در زمین دل و لوح جان كودكان انجام می دهد.
مهمترین درس تربیتی، آن است كه با عمل داده شود. كودكان نیز مستعدترین شاگردانی اند كه «درسهای عملی» را با دقت، از رفتار ما می آموزند. اگر ما به سالمندانمان احترام نگذاریم، از خردسالان و نوجوانان چه انتظاری داشته باشیم كه با سالخوردگان و خود ما با احترام و تعظیم و تكریم، برخورد كنند؟ این ارتباط متقابل در تأثیرگذاریهای رفتاری را نمی توان نادیده گرفت. به قول معروف، اگر احترام امامزاده، توسط متولی رعایت نشود، از دیگران چه انتظاری است؟!
جای سالمندان، پیش از آنكه در «آسایشگاه»ها و «سرای سالمندان» باشد، كانون گرم و بامحبت خانه هاست، تا چراغ خانه روشن بماند و محور تجمع و الفت افراد گردند. و از اندیشه آنان نیز استفاده شود. بالاخره آنان، حاصل یك عمر، تجربه و چشیدن سرد و گرم روزگارند و می توانند «مشاور» خوبی در تصمیم گیریهای زندگی باشند.
آنچه در آینه جوان بیند
پیر در خشت خام، آن بیند
برچسبها:
استادان
آقا سید مرتضی، از ابتدای نوجوانی به تحصیل علم و دانش، علاقه زیادی داشت.پس از آموختن دانش های ابتدایی، برای فراگیری علوم اسلامی به حوزه علمیه نجف رفت و پس از فراگیری علوم پایه (رسائل، مکاسب و کفایه) از محضر آیات عظام و علمای اعلام؛ حاج میرزا علی ایروانی (متوفای 1354 ه.ق) نویسنده حاشیه بر مکاسب مرحوم شیخ انصاری، حاج شیخ میرزا ابوالحسن مشکینی (متوفای 1358 ه.ق) صاحب حاشیه بر کفایة الاصول مرحوم آخوند خراسانی، حاج سیدابوالحسن اصفهانی (متوفای 1365 ه.ق) و حاج شیخ محمد کاظم شیرازی بهره های فراوانی برد(10)
حاج سید مرتضی در سالهای اخیر، در مجلس استفتای خصوصی مرحوم آیت الله حاج شیخ محمد کاظم شیرازی حاضر می شد. وی مدتی به درس آیة الله حاج شیخ محمدحسین اصفهانی (متوفای 1361 ه.ق) حاضر شد و در معقول و منقول کسب فیض کرد. همچنین از محضر عالم ربّانی، حاج سید علی قاضی (استاد علامه طباطبایی) و آیت الله العظمی سیدجمال الدین گلپایگانی، مراحل اخلاق و عرفان را کسب کرد(11).
آیت الله سید محمد فیروز آبادی، فرزند بزرگوار جناب حاج سید مرتضی، می گوید: «از منبع موثق شنیده شد که بارها استاد ایشان مرحوم آیت الله حاج میرزاعلی ایروانی به فرزند ارشدش و سایر شاگردانش می فرمود: جدیت در تحصیل و پشت کار را از آقای سیدمرتضی بیاموزید. این در هنگامی بود که کفایةالاصول را نزد ایشان می خواند و هر روز نوشته های خود را به ایشان عرضه می داشت و استاد برای تشویق، آنها را بررسی می نمود و پس از مقداری اصلاح، تحسین فراوان می کرد.» (12)
تدریس
استعداد و نبوغ آقا سید مرتضی، به زودی او را در ردیف بهترین اساتید حوزه نجف قرار داد. کتاب های سطح را چندین بار تدریس کرد؛ از جمله کفایةالاصول را بیش از شش مرتبه و خارج آن را یک مرتبه تدریس نمود.
بیان زیبا و تعبیر رسایش در تدریس، سبب شد طلاّب و شاگردانش با عشق و شوق به محضر درسش، در مقبره مرجع عالم تشیع آیةالله حاج سیدمحمد کاظم طباطبایی یزدی، حاضر شوند و از خرمن پرثمر علم و دانش او خوشه ها بچینند.
شیوه تدریس آیت الله فیروزآبادی به گونه ای بود که با مقدماتی مناسب و بیانی روان و ساده، مطالب سنگین را به شاگردان منتقل می کرد و کمتر کسی از درک مسائل مشکل فقهی یا اصولی بی بهره می ماند. اگر شخصی سؤالی می کرد، یا نقض و ایرادی داشت، با برخوردی نیکو و رعایت انصاف به جوابگویی می پرداخت، و چه بسا حق را به جانب وی می داد(13) علاّمه عبدالحسین امینی (صاحب الغدیر)، یکی از دهها شاگرد او بود که از محضر استاد بهره می برد.
وی دوازده ساعت برای تدریس و تألیف وقت می گذاشت و ایّام تعطیل را به تألیف اثر گرانقدرش «فضائل الخمسة» و «السبقة من السلف» اختصاص داده بود(14).
ویژگیهای اخلاقی
مرحوم فیروزآبادی در خانواده علم و تقوی، در جوار مرقد مطهّر امیرمؤمنان علی بن ابی طالب علیه السلام، پرورش یافت و فضائل و محاسن اخلاقی عالی کسب کرد. بیشتر روزها، برای زیارت و کسب معنویت، به حرم مطهّر امیرمؤمنان علیه السلام مشرف می شد و از آن بارگاه ملکوتی و پر فیض بهره ها می برد.(15)
با مردم با نیکویی و روی گشاده برخورد می کرد. خوش مشرب و خوش برخورد بود. مجالس عمومی او، مجلس انس و صفا بود و بیشتر به موضوعات علمی و نقل قضایای تاریخی و شیرین سپری می شد، به گونه ای که اهل مجلس، مشتاق شنیدن و ادامه آن بودند.
در امور زندگی قانع و عفیف بود و مقدار زیادی از زیر زمین منزلش را به دست خود حفر کرد. هر روز صبح با لحنی شیوا و صدایی رسا قرآن تلاوت می کرد. شبهای چهارشنبه و در سالهای آخر، شبهای پنج شنبه که خلوت بود، پیاده به مسجد سهله می رفت.
علی دوانی، یکی از همراهان وی در این مراسم می گوید: «در حجره آیت الله فیروزآبادی در مسجد سهله، یک حصیر و بالشی از سبوس گندم و آفتابه ای بیشتر موجود نبود.»
در مسجدِ کوفه مانند مسجد سهله، مقاماتی از انبیاء و اوصیاء علیهم السلام بر پاست. از آن جمله «مقام حضرت ابراهیم علیه السلام» می باشد. ایشان به این مقام علاقه زیادی داشتند تا آنجا که می فرمودند، دوست دارم پس از مرگم مرا دور مقام ابراهیم چندمرتبه طواف دهند(16).
هجرت به ایران
آیت الله فیروزآبادی در سال 1391 ه.ق به خاطر فشار حزب بعث عراق به همراه هزاران تن از ایرانیان شرافتمندِ مقیم عراق و صدها عالم و دانشمند، به ایران کوچ داده شد. وی به شهر مقدس قم، مهد علم و دانش و حرم امن آل محمد صلی الله علیه و آله وارد شد و تا آخر عمر شریف به تدریس فقه و اصول مشغول بود و شبها در حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها در رواق پایین پا، نماز را جماعت اقامه می کرد(17).
همگام با انقلاب
آیت الله حاج سیدمرتضی فیروزآبادی، با اینکه بیشتر وقت خود را صرف تحقیق و تدریس و تألیف می کرد، امّا هیچ گاه انقلاب اسلامی را از نظر دور نداشت و در مواقع حساس، وظیفه خود را به خوبی انجام می داد. او مورد احترام بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی(ره) بود.
حجت الاسلام حاج شیخ محمد جواد طبسی در این باره می گوید: «روزی که رژیم ستمشاهی پهلوی، تشکیل کابینه را به بختیار واگذار کرد، او برای انحراف اذهان مردم و انقلابیون، اعلام کرد 90 درصد علما مرا تأیید می کنند. به خاطر دارم که در همان ایّام برخی از دوستان بیانیه ای را تنظیم نموده و خواستار نظرات بزرگانی چون؛ مرحوم آیت الله فیروزآبادی شدند. بنده به محضر ایشان رفته، ابتدا عرض کردم، شاپور بختیار چنین ادعا کرده که 90 درصد علما موافق من هستند، شما چه می گوئید؟ فرمودند: بیخود گفته، دروغ است. عرض کردم: پس شما نظرش را مردود می دانید؟ فرمود: بله. آنگاه اطلاعیه را خدمتشان تقدیم کرده تا آن را امضا و مهر کنند. ایشان بلافاصله ورقه را از دستم گرفته و پای آن را مهر کردند.»
آقای طبسی می گوید: «روزی که حضرت امام امت(ره) به قم تشریف آوردند، روز دوم یا سوم ورود ایشان به قم بود که جهت دیدار با ایشان در سالن کتابخانه مدرسه فیضیّه همراه عده زیادی از علما و روحانیون حضور داشتم. از دور چشمم به مرحوم آیة الله فیروز آبادی افتاد که ایشان نیز جهت ملاقات با امام امت به سالن کتابخانه آمده بودند. شنیدم که مرحوم امام، پس از اتمام ملاقات و سخنرانی کسی را خدمت ایشان فرستادند و از آن مرحوم تشکر کردند.»
آثار و تألیفات
آیت الله فیروزآبادی، آثاری پرمایه و گرانبها از خود به یادگار گذاشت. انتخاب موضوع و ترتیب زیبای بحث و بررسی همه جانبه آن، گویای ذوق، تسلط و تحقیق عمیق وی بود، به گونه ای که آن تألیفات نزد علمای بزرگوار مورد قبول قرار گرفت و بیشتر آنها در ردیف مصادر مهم درسی حوزه های علمیه درآمد.
تألیفات ایشان عبارتند از:
1 - عنایةالاصول فی شرح کفایةالاصول (در 6 جلد)
این کتاب شامل تحقیقاتی پیرامون کتابهای «تقریرات شیخ انصاری»، «رسائل»، «فصول»، «بدایع»،«معالم»، «قوانین»، «هدایةالمسترشدین» و سایر کتابهای مهم در علم اصول است. این شرح با اینکه بدون متن چاپ شده ولی از سایر شرحها و حواشی که متن کفایة الاصول را دارند، مشهورتر و از جهت تیراژ چاپ بر همه تقدم دارد. بعضی چنین عقیده دارند که این کتاب در حقیقت، ایراد بر بسیاری از مضامین کتاب کفایةالاصول است. یکی از مراجع بزرگ نجف اشرف که خود شرحی بر کفایه نوشته است، وقتی «عنایةالاصول» را ملاحظه کرد گفت: اگر می دانستم «عنایةالاصول» چاپ می شود، به نوشتن شرح خود اقدام نمی کردم.
2 - الفروع المهمة فی احکام الائمة (3 جلد، در طهارت استدلالی)
3- خلاصة الجواهر (شرح استدلالی بر منتخب المسائل)
تنها سه جلد خلاصةالجواهر از کتاب طهارت، به چاپ رسیده است. صلاة، صوم، زکاه، خمس و حج آن نیز به خط مؤلف موجود است که هنوز به زیور طبع آراسته نشده است. هرچند از نام کتاب به نظر می رسد خلاصه ای از کتاب «جواهر الکلام» باشد ولی در تفصیل مطالب از آن کمتر نیست و به روش کتابهای حاج آقا رضا همدانی(ره) در دقّت و حسن تعبیر تألیف شده است.
4- منتخب المسائل
مجموعه ای از مسائل فقهی و فتوائی به روش کتاب «منهاج الصالحین» و «وسیلةالنجاة» است و احکام نماز جمعه و احکام مساجد و ریش تراشی را نیز شامل شده است. این کتاب در حقیقت کتابی فقهی بوده است نه رساله عملیه.
5- فضائل الخمسة من الصحاح الستّة و غیرها من الکتب المعتبرة
این کتاب که شامل احادیث و روایتهای مربوط به فضائل و مناقب پنج تن آل عبا علیهم السلام از مهمترین کتابهای اهل سنّت می باشد. گذشته از رواج آن در همه شهرها خصوصا بلاد اسلامی مدرکی ارزنده برای محققان در این موضوع است.
علامه امینی اعلی الله مقامه (از شاگردان آیت الله فیروزآبادی) بارها کتاب فضائل الخمسة را خریده و به شهرهای مختلف اسلامی می فرستاد.
هر گاه آیت الله فیروز آبادی به ایشان می گفت: جا دارد به فرستادن کتاب «الغدیر» اکتفا کنید،علامه امینی پاسخ می داد: «الغدیر» در موضوع ولایت جای خود را دارد؛ ولی «فضائل الخمسة» در دسته بندی روایتهای ولایتی، متقن و مانند «وسائل الشیعة» دارای ترتیبی آسان است و با سرعت می توان روایت مورد نیاز را از آن استخراج کرد. گفتنی است در شهرهای اسلامی گروههایی از اهل سنّت با خواندن این کتاب به مذهب تشیّع گرویده اند، از جمله مؤلف کتاب «ثم اهتدیت» بارها از آیت الله فیروزآبادی یاد می کند و معلوم می شود به خدمت استاد رسیده، از محضرش استفاده کرده است.
آیة الله العظمی حاج میرزا حسن بجنوردی بارها نقل می کرد: «هیچ گاه از کتابهای اصولی یا فقهی آقا سیدمرتضی غبطه نمی خورم. زیرا چنین کتابهایی به حد وافی در دسترس است به چیزی که غبطه می خورم، همانا کتاب «فضائل الخمسة» است که در روز رستاخیز نجات دهنده مؤلفش است.»
این کتاب توسط حجةالاسلام محمدباقر ساعدی به فارسی ترجمه و در چهار جلد به چاپ رسیده است.
6- السبعة من السلف من الصحاح الستة و غیرها من الکتب المعتبرة عند اهل السنة والجماعة
این کتاب گزارشی از گفتار و کردار هفت تن از مخالفین امام علی علیه السلام در صدر اسلام است و مستند به چهل کتاب از مهمترین کتابهای حدیثی و تاریخی اهل سنت است و پرده از رفتار نادرست آنان بر می دارد.
دو کتاب «فضائل الخمسة» و «السبعة من السلف» از کتب مدرکی در جهان اسلام محسوب می شود و مورد توجه دانشمندان و محققین می باشد.
شیوه تألیفی آیت الله فیروز آبادی چنین بود که سرتاسر کتابهای تفسیر و رجال و حدیث را با دقت کامل مطالعه و ملاحظه می کرد تا اگر در موردی غیر از ابواب فضائل و مطاعن روایتی قابل استفاده وجود دارد، بر وی مخفی نماند. علامه امینی صاحب الغدیر با کثرت تتبع و پشتکاری که داشت، گاه برای مدرک بعضی روایات به ایشان مراجعه می کرد.
آیت الله فیروز آبادی در مقدمه «السبعة من السلف» می فرماید: «مقداری از کتاب را به رشته تحریر درآورده بودم، برای اینکه بدانم آیا نوشتن این مطالب مورد رضایت خداوند متعال می باشد، به قرآن کریم تفأل زدم: این آیه شریفه باعث دلگرمی بیشتر من گردید: و نُنَزّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمؤْمِنینَ وَلا یَزیدُالضّالِمینَ اِلاّ خَسارا(18) و ما آنچه از قرآن نازل کردیم، شفای دل و رحمت الهی برای اهل ایمان است و بر کافران به جز زیان چیزی نخواهد افزود.» (19)
آثار چاپ نشده آیت الله سیّد مرتضی فیروز آبادی عبارتند از:
7- حاشیه رسائل
8- حاشیه بر مکاسب
9- رساله عملیه فارسی
10- جزوه ای در ادعیه و مناجات و زیارات که متأسفانه در دست نیست (20)
برچسبها:
12 سال پیش در سال 2000 میلادی در چنین روز "محمد الدوره" نوجوان 12 ساله فلسطینی هنگامی که پشت پدرخود مخفی شده بود تا از آتش نظامیان صهیونیستی در امان باشد ، توسط یک سرباز مسلح به سلاح گرم با شلیک چند گلوله دربرابر دیدگان پدر، مردم و شبکه های خبری به شهادت رسید
ارتش اشغالگر صهیونیستی و نیروهای امنیتی این رژیم برای بازداشت و زندانی کردن کودکان فلسطینی از راهها و روشهای گوناگون استفاده میکنند که در واقع میتوان گفت، همه آنها نوعی ربودن کودکان از کوچه، خیابان و خانه و کاشانه آنان است!
از آغاز انتفاضه الاقصی در سال 2000 میلادی، شمار کودکان فلسطینی که توسط نیروهای رژیم صهیونیستی بازداشت و زندانی شدند، از مرز 2000 کودک گذشته است.
از این 2000 کودک فلسطینی که از آغاز انتفاضه توسط صهیونیستهای اشغالگر بازداشت شده بودند، هنوز تعداد 350 نفر در بازداشتگاههای این رژیم واقع در اراضی اشغالی زندانی هستند که این امر بطور کامل با قوانین و عرفهای بین المللی مغایرت دارد.
در میان کودکان فلسطینی بازداشت شده که پیشتر بدانها اشاره شده است، 215 تن از آنان بطور موقت در بازداشت بسر برده و منتظر محاکمه از سوی دادگاه این رژیم هستند.
اما متاسفانه قوانین بین المللی در همه موارد و به طور یکسان رعایت نمی شود و با استانداردهای دوگانه ای با آنها برخورد می شود. رژیم اسرائیل یکی از این نمونه ها محسوب می شود که پا را از قوانین بین المللی فراتر گذاشته است و بدون هیچ واهمه ای از عواقب منفی و دغدغه محاکمه در دادگاه های بین المللی هر از گاهی صفحات ننگین تاریخ جنایات خود را قطورتر می کند.
ادامه کشتار، ترور و سرکوب در اراضی اشغالی فلسطین که ماهیت رژیم صهیونیستی طی 6 دهه گذشته با آنها خو گرفته است باید رهبران تشکیلات خودگردان و سازمان آزادیبخش فلسطین(ساف) را به این فکر وادارد که مذاکرات سازش با رژیم اسرائیل و دیگر گزینه های به اصطلاح دیپلماتیک در مجامع بین المللی گستاخی روزافزون رژیم صهیونیستی و کشتار کودکان و نوجوانان فلسطینی را در پی خواهد داشت و هیچ چیز جز سلاح مقاومت نمی تواند حقوق ملت فلسطین را احیا کند و مانع از جنایات صهیونیست ها شود.
برچسبها:







