پیشاپیش فرا رسیدن ماه محرم رابه همه شما عزیزان تسلیت عرض می نمایم

برچسبها:
آسمونی : خواجه نصیرالدین محمد بن حسن جهرودی طوسی مشهور به خواجه نصیرالدین طوسی از اهالی جهرود از توابع قم بوده است که در تاریخ 15 جمادی الاول سال 597 هجری قمری ولادت یافته است. او به تحصیل دانش، علاقه زیادی داشت و از دوران جوانی در علوم ریاضی و نجوم و حکمت سرآمد شد و از دانشمندان معروف زمان خود گردید.
خواجه نصیرالدین طوسی ستاره درخشانی بود که در افق تاریک مغول درخشید و در هر شهری پا گذارد آنجا را به نور حکمت و دانش و اخلاق روشن ساخته و در آن دوره تاریک و در آن عصری که شمشیر تاتار و مغول خاندانهای کوچک و یا بزرگ را از هم پاشیده و جهانی از حملات مغولها به وحشت فرو رفته و همه در گوشه و کنار منزوی و یا فراری می شدند و بازار کسادی دانش و جوانمردی و مروت می بود و فساد حکمفرما. وجود و بروز چنین دانشمندی مایه اعجاب و اعجاز است.
در سال 672 هجری قمری خواجه نصیر با جمعی از شاگردان خود به بغداد رفت که بقایای کتابهای تاراج رفته را جمع آوری و به مراغه ارسال دارد اما اجل مهلتش نداد و در تاریخ 18 ذی الحجه سال 672 هجری قمری در بغداد دار فانی را وداع گفت و جسدش را به کاظمین انتقال داده و در جوار امامین همامین مدفون گردید.
- منبع، پورتال آسمونی http://www.asemooni.com/event/nasir-aldin-tusi-died#ixzz3nOHF5l3u
برچسبها:

گلستان شدن آتش نمرود بر حضرت ابراهيم خليل(ع)
عظمت حضرت ابراهيم خليل(ع) به حدي است كه وي همواره موجب نزاع يهودي و مسيحيت و اسلام بوده است و هر يك، آن حضرت را از خود ميداند. از اينرو، خداي متعال او را مربوط به هیچ یک از ادیان ندانسته و او را مسلمان معرفی میکند. ابراهیم(ع) حتي ميان مشركان، مكاني بلند داشت و آثار وي در مكه مكرمه مورد زيارت و تقديس آنان قرار ميگرفت.
نسب حضرت ابراهيم(ع) تا حضرت آدم(ع) در تورات آمده است. نسب نامههاي تورات به كتب اسلامي نيز راه يافته و بدون دقت در اصل و منشأ آن پذيرفته شده است. به عقيده اهل كتاب (در نتيجه جمع بندي حوادث كتاب مقدس) حضرت ابراهيم(ع) حدود 2000 سال قبل از ميلاد، يعني حدود 4000 سال پيش در شهر «اور» به دنيا آمد. به گفته تورات، او در آغاز «ابرام» يعني پدر بلندمرتبه ناميده ميشد. خداي متعال نام وي را در سن نود و نه سالگي به ابراهيم يعني پدر اقوام، تبديل كرد.
شهر اور نزديك يك قرن پيش در عراق در ساحل «فرات» از زير خاك بيرون آمد و آثار باستاني بسياري در آن جا يافت شد. به گفته تورات پدر حضرت ابراهيم(ع) كه «تارح» ناميده ميشد، پسر خود ابراهيم(ع) و همسر وي «ساره» و نوه خويش حضرت لوط(ع) را برداشت و به سرزمين «كنعان» در غرب فلسطين عزيمت كرد. آنان در بين راه از ادامه سفر منصرف شدند و در شهر «حران» سكونت گزيدند.
اين شهر در جنوب تركيه فعلي و در مرز سوريه قرار دارد. پدر حضرت ابراهيم(ع) در تورات تارح خوانده ميشود، ولي قرآن مجيد وي را «آزر» بتپرست معرفي كرده است (انعام، 74). پدر حضرت ابراهيم(ع) در سلسله اجداد حضرت رسول اكرم(ص) قرار ميگيرد.
علماي شيعه معتقدند: همه پدران آن حضرت تا حضرت آدم(ع) يكتاپرست بودهاند و به همين دليل گفتهاند: آزر، عموي آن حضرت بوده و استعمال «أب» (پدر) بجاي «عم» (عمو) در زبان عربي نادرست نیست. از آن جمله در قرآن كريم (بقره،133) چنين چيزي ديده ميشود.
تورات ميگويد: حضرت ابراهيم(ع) در 75 سالگي به امر خدا از شهر حران عازم كنعان شد. وي همسر خود ساره و برادرزادهاش حضرت لوط(ع) و چند نفر از مردم حران را برداشت و همگي به كنعان رفتند و در آن جا روي كوهي در شرق «بيت ايل» خيمه زدند. حضرت ابراهيم(ع) پس از چندي در «حبرون» (الخليل امروزی) ساكن شد و تا آخر عمر در آن جا بود و اكنون مقبره خانوادگي وي در آن مكان است. حضرت لوط (ع) به شهر «سدوم» و شهرهاي مجاور آن رفت. مردم آن شهرها به سبب نافرماني و بياعتنايي به پيام وي به امر خداوند نابود شدند. اين حادثه در قرآن مجيد نيز آمده است.
دو موضوع بسيار مهم در تاريخ حضرت ابراهيم(ع) وجود دارد كه در تورات كنوني اشارهاي به آنها نشده است: يكي جريان بت شكني و به آتش افكندن وي و ديگري داستان بناي كعبه. قرآن مجيد در سورههاي انبيا و صافات، داستان بتشكني و به آتش افكندن او و تبدیل شدن آتش به گلستان را آورده است. در این ماجرا حضرت ابراهیم(ع) برای نشان دادن ناتوانی بتها آنها را شکست و تبر را بر شانة بت بزرگ گذاشت و به آنها ثابت کرد که این اشیاي بیجان لایق پرستش نیستند. «نمرود»، پادشاه اور دستور داد تا آتشی بزرگ شعلهور کنند و ابراهیم(ع) را در آن اندازند. به اذن پروردگار، آتش در برابر چشمان حیرت زدة ایشان سرد و خاموش شد و به گلستان تبدیل گردید.
برچسبها:
یکی از معجزات حضرت موسی(علیه السلام)، عصای حضرت بود. در حالی که ساحران به دستور فرعون،مارهایی را
درآوردند که شروع به خزیدن کردند و مردم از بیم جان خود فرار می کردند، به موسی(علیه السلام) امر شد که آنچه در دست
داری بینداز. حضرت عصای خود را انداخت به امر خداوند تبدیل به اژدهایی شد که تمام مارها و آنچه را که ساحران ایجاد کرده
بودند بلعید. این اژدها آنچنان رعب و وحشتی در دل مردم ایجاد کرد که مردم از خوف جان فرار می کردند و برخی از ترس
جان باختند و مردم و ساحران فهمیدند که این کار عادی نیست بلکه یک امر الهی و آسمانی است.
«
فَأَلْقى عَصاهُ فَإِذا هِيَ ثُعْبانٌ مُبينٌ»(اعراف/107). موسي عصايي را كه در دست داشت بر زمين انداخت. تا عصا را انداخت،
عصا تبديل به اژدها شد
اطرافیان فرعون بادیدن معجزات حضرت موسی علیه السلام وحشت زده شدند و گفتند اوساحر است
قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ إِنَّ هذا لَساحِرٌ عَليمٌ»(اعراف/109).
با شور مشورت تصمیم براین شد که کل ساحران کشور را جمع کرده تا برموسی غلبه کنند
اما موضوع کاملا غیر از آنچه که آنها تصور می کردند شد موسی به امر پروردگار عصایش را انداخت و سحر ساحران باطل
شد
وَ أَوْحَيْنا إِلى مُوسى أَنْ أَلْقِ عَصاكَ فَإِذا هِيَ تَلْقَفُ ما يَأْفِكُونَ»(اعراف/117).
فَوَقَعَ الْحَقُّ وَ بَطَلَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ»(اعراف/118). حق روشن شد.
«
فَغُلِبُوا هُنالِكَ وَ انْقَلَبُوا صاغِرينَ»(اعراف/11بالاخره حق پيروز است.
برچسبها:
شش کشور ادعا می کنند بقایای کشتی حضرت نوح علیه السلام در آنجا قرار دارد
بیشتر آدم های دنیا ماجرای حضرت نوح علیه السلام را شنیده اند و آن را باور دارند. حالا چند دهه است که این مساله ذهن اندیشمندان، زمین شناسان، باستان شناسان و علاقه مندان بسیاری را به خود مشغول کرده چرا که سال ها پیش تصاویر ماهواره ای و هوایی از قله کوه آرارات خبر از وجود فسیلی بزرگ به شکل کشتی را می داد و برخی از باستان شناسان معتقدند این، همان باقیمانده کشتی نوح پیامبر علیه السلام است، که در بعضی نیز ذکر شده که کشتی نوح علیه السلام بر قله کوه آرارات فرود می آید. در سال های اخیر شش کشور عراق، سوریه، ترکیه، آذربایجان، ایران و یمن مدعی شده بودند که کشتی نوح علیه السلام در آنجا آرام گرفته. در این میان استدلال های محققان ترک و ایرانی در مورد محل فرود آمدن کشتی نوح علیه السلام از همه قوی تر است.کشتی نوح در ترکیه
اولین بار در سال ۱۹۶۰ بود که صحبت ها و زمزمه هایی در مورد پیدا شدن کشتی نوح علیه السلام آغاز شد. یک خلبان ترکیه ای به نام ایلهان دوروپینار ماموریت داشت تا از منطقه کوه های آرارات برای موسسه ژئوفیزیک ترکیه عکسبرداری کند. در میان تصاویر هوایی که او برداشته بود، بقایای جسمی شبیه به کشتی خودنمایی می کرد؛ کشتی بزرگی که در فاصله ۲۰ کیلومتری جنوب کوه های آرارات به نظر می رسید به گل نشسته بود. این تصویر حدس و گمان ها را در مورد کشتی نوح علیه السلام قوت بخشید و نظر بسیاری از دانشمندان و باستان شناسان را به خود جلب کرد و تحقیقات گسترده ای در منطقه آغاز شد؛ اما اطلاعات زیادی به دست نیامد.
چند سال بعد، یک باستان شناس آمریکایی به نام ران ویت بار دیگر به این کشف خارق العاده علاقه نشان داد و با انجام مطالعاتی دریافت شیء مذکور دقیقا هم اندازه کشتی نوح علیه السلام است که در کتاب های دینی از آن یاد شده است؛
اما بزرگی و عظمت آن و موقعیت قرار گرفتنش در ارتفاع ۱۸۹۰ متری کوه های آرارات امکان هر تحقیقی را غیر ممکن می ساخت. تنها جابه جایی زمین و زمین لرزه می توانست این کشتی را از دل خاک و زیر گل و لای بیرون بیاورد. بخت با دانشمندان و باستان شناسان یار بود و زلزله ای در ۲۵ نوامبر ۱۹۷۸ کوه های آرارات را لرزاند و باعث شد کشتی از اعماق زمین بیرون بیاید. یکسان بودن نوشته های مذهبی و نقل قول های تاریخی نشان می داد که این، همان کشتی نوح علیه السلام است که با این عظمت در ارتفاعات آرارات به زمین نشسته. تحقیقات به مرحله جدیدی رسید و با آزمایش کربنی چوب های پیدا شده، دانشمندان دریافتند که چوب ها متعلق به ۴۸۰۰ سال قبل هستند و این، احتمال درست بودن فرضیه را بیشتر کرد و همچنین پیدا شدن فسیل فضولات و ردپای انواع حیوانات و سنگ نگاره هایی در اطراف کشتی، انگیزه تازه ای به باستان شناسان داد. ران ویت سوراخی در دیواره کشتی پیدا کرد و با استفاده از تکنولوژی رادار، توانست به داخل کشتی راه پیدا کند و با استفاده از ابزارهای مخصوص توانست به چند قطعه فسیل و موی حیوانات دست یابد. به دلیل ارتفاع و شرایط آب و هوایی، فسیل های یاد شده او در شرایط مطلوبی قرار داشتند.
محققان با مطالعات بیشتر و به وسیله دستگاه فلزیاب و رادارهای اسکنی، دریافتند که اسکلت کشتی از آهن و بدنه آن از چوب ساخته شده بود و با کمک رادار توانستند نقشه و الگوی اولیه کشتی را بازسازی کنند. آنها در جریان تحقیقات خود با نوارهایی فلزی، اسکلت آن را روی کشتی کشف شده مشخص کردند و دریافتند بر اثر فشار و برخورد با صخره ها، قسمت هایی آهنی از کشتی کج شده. استفاده بیش از حد از چوب و آهن، آن هم در آن زمان دانشمندان را به تعجب واداشت. با تحقیقات بیشتر، کشفیات جدیدی به دست آمد که بسیاری از دانشمندان و باستان شناسان را بیش از پیش قانع کرد که این همان کشتی حضرت نوح علیه السلام است. در اطراف کشتی شش تخته سنگ بزرگ و صیقلی کشف شد که هر کدام سوراخی بالای خود داشت و به نظر لنگرهای کشتی بود که هر کدام در موقعیتی مناسب برای نگه داشتن کشتی به آب انداخته شده بود. در بالای تپه نزدیک به محل قرار گرفتن کشتی کتیبه ای سنگی نیز کشف شد که قدمتی ۴۰۰۰ ساله داشت و روی آن تصاویری درج شده بود که با آیات و روایات ذکر شده در کتب دینی هماهنگی داشت. تصویر چند نفر روی یک کشتی بر فراز کوهی که در نزدیکی آن یک آتشفشان قرار داشت و دو پرنده که بر بالای کشتی در حال پرواز بودند؛ همان پرندگانی که گفته می شود حضرت نوح علیه السلام برای اطلاع از موقعیت کشتی و نزدیکی به خشکی از عرشه به پرواز درآورد. همچنین چند عدد میخ فسیل شده در بقایای کشتی کشف شد. اگرچه مطالعات همچنان ادامه دارد و گذر زمان و تبدیل شدن بیشتر اجزای کشتی به فسیل های سنگی کار تحقیقاتی را کمی دشوار کرده، اما دولت ترکیه و بسیاری از داشمندان با توجه به شواهد و ظواهر و مستندات موجود، به یقین رسیدند که این همان کشتی نوح پیامبر علیه السلام است و محلی در نزدیکی آن درست کردند که امکان بازدید برای جهانگردان و گردشگران را میسر می کند.
کشتی نوح علیه السلام در ایران
در حالی که محققان ترکیه ای، مکان لنگر انداختن کشتی را در آرارات می دانند محققی به نام دکتر علی اکبر افراسیاب پور مدعی شده که بقایای کشتی نوح علیه السلام در ایران و در رشته کوه های زاگرس قرار دارد. او با انجام تحقیقی در منطقه نهاوند و با گشت و گذار در روایات محلی به این نتیجه رسیده که «نهاوند» همان «نوح، آب بند» است که به علت کثرت استفاده به نهاوند تغییر پیدا کرده. او در مقاله ای به نام «نوح و نوحاوند» مستندات زیادی ذکر کرده که نهاوند از ساخته های نوح علیه السلام است. همچنین در این مقاله به این نکته اشاره می کند که ارتفاع همه قله های زاگرس نزدیک به هم است اما در قلب آن سلسله کوه هایی وجود دارد به نام گرین که در آنها کوهی به نام سرکشتی قرار گرفته که ۲۰۸۰ متر ارتفاع دارد. وجود چنین نامی در منطقه ای که نه دریا دارد و نه راهی که با دریا ارتباط داشته باشد، او را بر این داشت تا به مطالعه این کوه بپردازد و بر فراز کوه دو قبر پیدا کرد که به امامزاده بابای بزرگ معروف است و در فرهنگ ایرانی فقط دو پیامبر به این نام شناخته می شوند؛ یکی حضرت نوح علیه السلام و دیگری حضرت آدم علیه السلام .
او معتقد است توفان نوح علیه السلام دراین منطقه آرام گرفته و کشتی نوح علیه السلام در این نقطه به گل نشسته و می گوید در قرآن ذکر شده که کشتی نوح بر فراز کوه جودی فرود می آید. دکتر افراسیاب پور، عضو هیات علمی دانشگاه شهید رجایی تهران با تحقیقاتی گسترده درمی یابد که در اطراف این منطقه طایفه ای به نام جودی و جودکی زندگی می کردند. او همچنین از ویلکاکس، باستان شناسی صحبت می کند که فرضیه طغیان رود فرات و برپایی توفان را بیان کرده بود، توفانی که تا کوه های زاگرس بالا می آید. دکتر افراسیاب پور در سال ۷۹ مقاله اش را به انجمن نوح شناسی آمریکا می فرستد و چندی بعد سه پژوهشگر آمریکایی به ایران می آیند و همراه او به کوه های سرکشتی می روند. آنها در این منطقه فسیل ها و سنگ هایی پیدا می کنند که شبیه به حلقه های زنجیر است. پس از آن، محققان انگلیسی به منطقه پا می گذارند و چندی بعد غربی ها اعلام می کنند بقایای کشتی نوح علیه السلام در ایران یافت شده و دلایل و مدارک قاطعی برای ادعای خود دارند.
برچسبها:
1. کرکی در 16 رمضان 903ق. به محمد حر عاملی در دمشق اجازه نقل روایت داده است(1).
2. در 905ق. در مصر بوده است(2).
3. در 11 شوال 907ق. به حسین بن شمس الدین محمد استرآبادی اجازه نقل روایت داده است.(3)
4. در 916ق. به ایران آمده است(4).
5. در 917ق. کتاب نفحات اللاهوت فی لعن الجبت و الطاغوت و نیز رساله جعفریه را در«مشهد طوس» نوشته است(5).
6. در 918ق. در اصفهان در دربار شاه اسماعیل حضور داشته و شاهد اعدام مخالفین اسماعیل بوده است.(6)
7. طی سال های 919ق. و 920ق. چند سفیر به ایران می آیند و کرکی در سلطانیه (در حوالی زنجان) در دیدار با سفیر عثمانی به برخی از ایرادات وی پاسخ داده است. بنابر نقل برخی از منابع، قاضی چلبی، فرستاده سلطان سلیم عثمانی(918-926ق) از شاه اسماعیل سه خرده گرفته بود. شاه برای پاسخ دادن به سؤالات وی، دستور داد کرکی را بیاورند تا به آن پرسش ها پاسخ دهد. کرکی در محل مذکور حاضر شد و به برخی از ایرادها پاسخ داد.(7)
8. در سال 924ق. به خوانساری اصفهانی در نجف اشرف اجازه نقل روایت داده است.(8)
9. در سال 926ق. به ابن ابی الجامع در نجف اشرف اجازه نقل روایت داده است.(9)
10. در سال 928ق. به احمد بن ابی الجامع عاملی و شیخ بابا در نجف اشرف اجازه نقل حدیث داده است(10).
11. در سال 929ق. به عبدالعالی استرآبادی در نجف اشرف اجازه نقل روایت داده لکن احتمال می رود در این سال به ایران نیز آمده باشد(11).
12. در سال 930ق. در عراق بوده است(12).
13. در سال 931ق. به احمد بن شمس الدین محمد بن علی خاتون عاملی در نجف اشرف اجازه روایت داده است(13).
14. در سال 933ق. وی «رسالة السجود علی التربة الحسینیة» را در نجف اشرف نوشته گرچه احتمال دارد این رساله در سال 934 به نگارش درآمده باشد.(14)
15. در سال 934ق. به شیخ علی میسی در بغداد اجازه نقل حدیث داده است.(15)
16. در سال 935ق. به نورالدین ابوالقاسم علی عاملی در نجف اشرف اجازه نقل روایت داده است.(16)
17. در سال 936ق. در حال مسافرت به «مشهد طوس» و برگشت به کاشان به سید شمس الدین اجازه نقل روایت داده است.(17)
18. در سال 937ق. به قاضی صفی الدین عیسی در اصفهان(9 رمضان) به سید شمس الدین در قم (11 ذی الحجة) و به احمد بن معین الدین خوانساری در کاشان(9 رجب) اجازه نقل روایت داده است(18).
19. در سال 939ق. به احمد بن سعدالدین استرآبادی در نجف اشرف اجازه نقل روایت داده است.(19)
20. در سال 940ق. در نجف اشرف بدرود حیات گفته است.
پینوشتها:
1. الذریعه، ج1، ص 214؛ اجازات بحار، ج105، ص 57.
2. ماضی النجف و حاضرها، ج3، ص 242؛ تاریخ کرک نوح، ص 135.
3. اجازات بحار، ج105، ص 53.
4. ریاض العلماء، ج3، ص 445.
5. رسائل کرکی، ج1، ص 136؛ امل الآمل، ص 57.
6. غلام سرور، تاریخ شاه اسماعیل صفوی، ترجمه محمدباقر آرام، ص 62.
7. عالم آرای صفوی، ص 478؛ مجله دانشکده ادبیات مشهد، شماره چهارم، سال هفتم.
8. الذریعه، ج1، ص 212.
9. ماضی النجف و حاضرها، ج3، ص 242.
10. اجازات بحار، ج105، ص 59 و 61؛ ریاض العلماء، ج3، ص 443.
11. الذریعه، ج1، ص 214؛ رسائل کرکی، ج3، ص 117.
12. ریاض العلماء، ج3، ص 444.
13. الذریعه، ج1، ص 213.
14. روضات الجنات، ج5، ص 174؛ اعیان الشیعه، ج8، ص 210؛ ماضی النجف، ج3، ص 242؛ رسائل کرکی، ج2، ص 11.
15. اجازات بحار، ج105، ص 49.
16. الذریعة، ج1، ص 215.
17. الذریعه، ج1، ص 215؛ اجازات بحار، ج105، ص 81.
18. اجازات بحار، ج105، ص 81 و 83؛ الذریعه، ج1، ص 213 و 215.
19. اجازات بحار، ج105، ص 68.
برچسبها:
در اين روز در سال 35 ه عثمان بن عفان بعد از محاصره خانه او توسط مسلمين در سن 81 يا 90 سالكى به دست مردى از اهل مصر كشته شد (1) مسار الشیعه ص21- 22
عثمان را بعد از كشتن از خانه اش بيرون آوردند و در يكى از مزبله هاى مدينه انداختند. جسد او متغیر شد و از هم پاشید و سگ ها یکی از پاهای او را خوردند. (2)بحارالانوار ج31 ص168
از ترس مهاجرين و انصار كسى او را دفن نمى كرد، تا بعد از سه روز با نيرنگ او را به مقبره يهوديان مدينه به نام ((حش كوكب )) بردند که مزبله ای برای قضای حاجت یا مقبره یهودیان بود و دفن کردند. . معاويه در دوران خلافتش خانه هاى بين اين قبرستان و بقيع را خراب كرد، و آن را به قبرستان مسلمين متصل كرد (3)الغدیر ج9 ص131، مروج الذهب ج2 ص341، و..
خلافت غاصبانه عثمان
عثمان بعد از عمر بن خطاب به جاى او نشست . عمر در زمان حيات خود بارها گفته بود كه بعد از من خلافت آن عثمان است ولى به ظاهر امر خلافت را به شورى گذاشت ، و آن را به گونه اى پيش بينى كرد كه سرانجامش خلافت عثمان شود.
بدعتهاى عثمان
عثمان در ايامى كه حكومت را به دست داشت خلافهاى بزرگى انجام داد:
1. منازلى وسيع و زيبا از سنگ و آجر و ساروج و دربهايى از چوبهاى هندى و خوشبو و گران قيمت ساخت . باغها و زمينها و چشمه هاى زيادى را مالك شد، و اموال بسيارى را در خزانه خود جمع آورى كرد. هنگامى كه كشته شد صد و پنجاه هزار دينار و يك ميليون در هم نزد خازن او بود. اضافه بر زمينهاى اطراف حنين كه صد هزار دينار قيمت داشت ، و گاو و گوسفند و شتر فراوانى كه از او بر جاى مانده بود (4) مروج الذهب ج2 ص341
2. به گروهى چون عبدالرحمن بن عوف و زبير بن عوام آن قدر مال و باغ و زمين داد كه آنها هم خانه هاى سنگى و آجرى و گچ كارى شده بنا كردند. فقط زبير بعد از مرگ پنجاه هزار دينار، هزار غلام و هزار اسب از خود بر جاى گذاشت (5) مروج الذهب ج2 ص341
3. عبيد الله بن عمر را به خاطر قتل سه مسلمان قصاص نكرد بعد از دفن عمر بن خطاب ، عبيد الله پسر عمو چون دسترسى به ابولؤ لؤ پيدا نكرد، بر در خانه او دختر كوچكش را كشت . هرمز عجمى مسلمان و جفينه غلام سعد بن ابى وقاص را هم كشت ، به جرم اينكه چند روز قبل از كشته شن عمر آن دو نفر را ديده بود با فيروز در حال گفتگو هستند.
سعد و قاص عبيد الله بن عمر را به زمين زد و شمشيرش را گرفت و به غلامانش دستور داد او را حبس كردند، تا امر شورى تمام شود. عثمان كه خليف شد، على بن ابى طالب (عليه السلام ) و ديگران گفتند: ((او را قصاص كن )). عثمان او را آزاد كرد و گفت : ديروز پدرش كشته شده ، امروز پسرش را بكشم ؟ من به عنوان خليفه مسلمين ، عبيد الله را بخشيدم (6) الغدیر ج9 ص260
4. حكم بن ابى العاص پدر مروان كه دشمن خدا و رسول بود با احترام به مدينه آورد. او عموى عثمان بود كه به عداوت با پيامبر (صلى الله عليه و آله ) و اهل بيت (عليهم السلام ) مشهور بود. حكم به خاطر جسارتهايى كه به پيامبر (صلى الله عليه و آله ) نموده بود، از طرف آن حضرت به طائف تبعيد شد. بعد از شهادت پيامبر (صلى الله عليه و آله ) ابوبكر و عمر شفاعت عثمان را براى حكم قبول نكردند. همين كه حكومت به دست عثمان رسيد، عموى خود حكم و مروان را با اطرافيان آنها به مدينه آورد و مخالفت صريح با امر پيامبر (صلى الله عليه و آله ) نمود.
ديرى نگذشت كه به جاى حكم ، ابوذر را بعد از ضرب و شتم بسيار تبعيد كرد. از سوى ديگر صد هزار درهم از اموال مسلمين را به حكم داد. همچنين خمس افريقيه را كه صد هزار دينار بود و همه مسلمين در آن شريك بودند، با فدك به مروان داد! و نيز مروان را براى وزارت و كتابت اسرار خود انتخاب كرد و حال اينكه پيامبر (صلى الله عليه و آله ) مروان و حكم را بارها لعنت فرموده بود (7) شفاء الثدور فی شرح زیارة العاشور ج1 ص221
5. وليد بن عقبه را كه پيامبر (صلى الله عليه و آله ) فرمود: ((اهل آتش است ))، والى كوفه كرد. وليد مردى فاسق و شارب الخمر بود و شبى تا صبح باكنيزان و مغنيه ها مشروب خورد و صبح همان حال به مسجد رفت و نماز صبح را چهار ركعت خواند و گفت : دوست داريد بيشتر بخوانم ! او در حالتى كه سجده را طول داده بود مى گفت : ((اشرب و اسقنى (8) بحارالانوارج31 ص155، تاریخ یعقوبی ج2 ص165، مروج الذهب ج2 ص343-344و...
قتل عثمان به دست مردم
آخر الامر تعداد زيادى از مردم كوفه و مصر و بصره به عنوان اعتراض نزد عثمان آمدند و چون او اوضاع را خطرناك ديد با واسطه قرار دادن امير المؤ منين (عليه السلام )، وعده داد كه به درخواست آنها عمل كند، و حكام را تعويض و حسن سيره و عدل را پيشه كند. اما هنگامى كه معترضين به شهرهاى خود باز مى گشتند، پيك مخصوص عثمان را ديدند كه از بيراهه مى رود. او را گرفتند و نامه اى از طرف عثمان ديدند كه به والى مصر نوشته است : به محض آمدن اينها، يكى را بكش ، و دست ديگرى را قطع كن ... . آنان برگشتند و افراد زيادى در مسير همراه آنها به مدينه آمدند و حدود پنجاه روز خانه او را محاصره كردند.
عثمان در ايام محاصره ، از امير المؤ منين (عليه السلام ) آب طلبيد. حضرت سه مشك آب سرد بردند، ولى آخر الاءمر معترضين به منزل او ريختند و مردى مصرى عثمان را كشت . گرچه بنى هاشم مانع شدند، و بنابر نقلى امام حسن (عليه السلام ) جراحت مختصرى برداشت و سر قنبر زخمى شد (9) مروج الذهب ج2 ص353، تاریخ دمشق ج39 ص418و...
(1) مسار الشیعه ص21- 22
(2)بحارالانوار ج31 ص168
(3)الغدیر ج9 ص131، مروج الذهب ج2 ص341، و..
(4) مروج الذهب ج2 ص 341
(5) مروج الذهب ج2 ص341
(6) الغدیر ج9 ص260
(7) شفاء الثدور فی شرح زیارة العاشور ج1 ص221
(8) بحارالانوارج31 ص155، تاریخ یعقوبی ج2 ص165، مروج الذهب ج2 ص343-344و...
(9) مروج الذهب ج2 ص353، تاریخ دمشق ج39 ص418و...
منبع: تقویم شیعه
برچسبها:
عید سعید غدیر خم
واقعه غدیر حادثه ای تاریخی نیست كه در كنار دیگر وقایع بدان نگریسته شود. غدیر تنها نام یك سرزمین نیست. یك تفكر است، نشانه و رمزی است كه از تداوم خط نبوّت حكایت می كند. غدیر نقطه تلاقی كاروان رسالت با طلایه داران امامت است.
آری غدیر یك سرزمین نیست، چشمه ای است كه تا پایان هستی می جوشد، كوثری است كه فنا برنمی دارد، افقی است بی كرانه و خورشیدی است عالمتاب.
و غدیر، روز حماسه جاوید، روز ولایت، روز امامت، روز وصایت، روز اخوت، روز رشادت و شجاعت و شهامت و حفاظت و رضایت و صراحت شناخته شد. روز نعمت، روز شكرگزاری، روز پیام رسانی، روز تبریك و تهنیت، روز سرور و شادی و هدیه فرستادن، روز عهد و پیمان و تجدید میثاق، روز تكمیل دین و بیان حق، روز راندن شیطان، روز معرفی راه و رهبر، روز آزمون، روز یأس دشمن و امیدواری دوست و خلاصه روز اسلام و قرآن و عترت، روزی كه پیروان واقعی مكتب حیات بخش اسلام آن را گرامی می دارند و به همدیگر تبریك می گویند.
... الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا ...امروز (روز غدیر خم) دین شما را به حد كمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام كردم و اسلام را بعنوان دین برای شما پسندیدم. سوره مائده آیه ۳.
● داستان غدیر خم
سال دهم هجرت بود و پیامبر از آخرین سفر حج خود باز می گشت، گروه انبوهی كه تعدادشان را تا صد و بیست هزار رقم زده اند او را بدرقه می كردند تا این كه به پهنه بی آبی به نام غدیر خم رسیدند.
نیم روز هیجدهم ذی الحجه بود كه ناگهان پیك وحی بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد و از جانب خدا پیام آورده كه: «ای رسول آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده به گوش مردم برسان و اگر چنین نكنی رسالت او را ابلاغ نكرده ای و خداوند تو را از گزند مردمان حفظ خواهد كرد» پیامبر دستور توقف دادند و همگان در آن بیابان بی آب و در زیر آفتاب سوزان صحرا فرود آمدند و منبری از جهاز شتران برای پیامبر ساختند و رسول خدا بر فراز آن رفته و روی به مردم كردند. ابتدا خدای را سپاس فرموده و از بدیهای نفس اماره به او پناه جست و فرمود: ای مردم بزودی من از میان شما رخت بر می بندم، آنگاه می افزاید چه كسی بر مومنین در ارزیابی مصلحت ها و شناخت و تصرف در امور سزاوارتر است همه یك سخن می گویند خدا و پیامبر داناترند.
رسول گرامی می فرماید: آیا من به شما از خودتان اولی و سزاوارتر نیستم و همگان یك صدا جواب می دهند كه چرا چنین است. آنگاه فرمود: من دو چیز گرانبها در میان شما می گذارم یكی ثقل اكبر كه كتاب خداست و دیگری ثقل اصغر كه اهل بیت منند. مردم، بر آنان پیشی نگیرید و از آنان عقب نمانید. آنگاه دست علی (ع) را در دست گرفت و آن قدر بالا برد كه همگان او را در كنار رسول خدا دیدند و شناختند. سپس فرمود: خداوند مولای من و من مولای مؤمنان هستم و بر آنها از خودشان سزاوارترم.
ای مردم هر كس كه من مولا و رهبر اویم این علی هم مولا و رهبر اوست و این جمله را سه بار تكرار كرد و چنین ادامه داد: پروردگارا، دوستان علی را دوست بدار و دشمنان او را خوار. خدایا علی را محور حق قرار ده و سپس فرمود: لازم است حاضران این خبر را به غایبان برسانند. هنوز اجتماع به حال خود باقی بود كه دوباره آهنگ روح بخش وحی گوش جان محمد صلی الله علیه و آله را نواخت كه: «امروز دینتان را برایتان كامل نمودم و نعمت خود را بر شما به پایان رساندم و اسلام را به عنوان دین برایتان پسندیدم» و بدین سان علی (ع) از جانب خداوند برای جانشینی پیامبر (ص) برگزیده شد.
● سندیت واقعه غدیر خم
مرحوم علامه امینی در کتاب الغدیر خود نام راویان حدیث غدیر را به ترتیب زمان زندگی ذكر كـرده اسـت:
در میان اصحاب رسول خدا (ص ) ۱۱۰ نفر، در میان تابعین ۸۴ نفر، در میان علمای قرن دوم هجری ۵۶ نفر، در میان علمای قرن سوم هجری ۹۲ نفر، در میان علمای قرن چهارم هجری ۴۳ نفر، در میان علمای قرن پنجم هجری ۲۴ نفر، در میان علمای قرن ششم هجری ۲۰ نفر، در میان علمای قرن هفتم هجری ۲۱ نفر، در میان علمای قرن هشتم هجری ۱۸ نفر، در میان علمای قرن نهم هجری ۱۶ نفر، در میان علمای قرن دهم هجری ۱۴ نفر، در میان علمای قرن یازدهم هجری ۱۲ نفر، در میان علمای قرن دوازدهم هجری ۱۳ نفر، در میان علمای قرن سیزدهم هجری ۱۲ نفر، در میان علمای قرن چهاردهم هجری ۱۹ نفر.
حدیث غدیر در کتب معتبر اهل سنت از جمله در کتاب «مسند» امام احمد حنبل، در «سنن» ترمذی، «مسند احمد» و در «مستدرك» حافظ ابن عبداللّه حاكم نیشابوری به مضامین مختلف ذکر شده است.
● مفهوم عید
هیجدهم ذی الحجه روز غدیر خم را مسلمین خصوصاً شیعیان عید شمرده اند. لغویون عید را از مشتقات ماده "ع و د" به معنای بازگشت می دانند و در نوروز بازگشت حیات را به پیكر سرد گرامی می دارند، حیاتی كه در هجوم خزان به سردی می گراید و در بیداد سرمای زمستان تا مرز نیستی پیش می رود تا آنجا كه گویی هرگز نبوده است.
در مقام تطبیق این نكته با موازین مكتبی و مذهبی باید گفت عید آدمی بزرگداشت بازگشت حیات معنوی انسان است. در چنین باوری نوروز انسان روزی است كه وی به خویشتن باز گردد و گمشده اش را دریابد. مثلاً در ماه مبارك رمضان آدمی بعد از سی روز جهاد و مجاهده با نفس سركش تمام ناخالصی های وجودش را ذوب می كند تا عبودیت ناب در آن تجلی كند و آنگاه عید فطر است. پس عید اسلامی بازگشت حیات است و تعیین آن بر عهده شرع اقدس. غدیر بنا بر این تفسیر هر دو شرط را دارد یعنی هم بازگشت به خویشتن است و هم از طرف شرع مشخص شده است. غدیر بازگشت حیات دوباره اسلام است، علاوه اینكه عید غدیر تشریع هم شده است.
● در زیر به نمونه هایی از روایاتی كه غدیر را عید شمرده اند اشاره می شود :
فرات بن ابراهیم كوفی از امام صادق علیه السلام نقل می كند كه ایشان به نقل از پیامبر اكرم فرمودند :یوم غدیر خم افضل اعیاد امتی ؛روز غدیر بزرگترین عید امت من است .حسن بن راشد می گوید از امام صادق علیه السلام پرسیدم: غیر از عید فطر و قربان برای مسلمانان عید دیگری هم هست؟ فرمودند: بلی و این عید از آن دو عید دیگر با فضیلت تر است .گفتم كدام روز است ؟فرمود: روز هیجدهم ماه ذی حجه عید غدیر خم .عرض كردم: قربانت شوم در آن روز چه اعمالی انجام دهیم؟ فرمودند: روزه بگیرید بر محمد و آلش صلوات بفرستید ...... یقین بدانید انبیا علیهم السلام روزی كه وصی خود را نصب می كردند امر می كردند كه آن روز را جشن بگیرند.
وقتی به سیره ائمه و پیامبر اكرم مراجعه می شود در می یابیم كه پیامبر و امیر مؤمنان و سایر ائمه با روز غدیر به عنوان یك عید برخورد كرده و مسلمانان را به تبریك و تهنیت گفتن به هم دعوت کرده اند. امام حسن علیه السلام روز عید غدیر در كوفه مهمانی بزرگی برپا می داشتند.
امام علی با فرزندان و گروهی از پیروانش بعد از نماز برای شركت در مجلس به منزل امام حسن علیه السلام می رفتند .و پس از اتمام مهمانی امام حسن علیه السلام هدایایی به مردم اعطا می فرمود .لذا این حركت امام حسن علیه السلام موجب شد مردم به روز عید غدیر عادت كنند.
برچسبها:
در پي تهاجم ارتش مزدور بعث عراق براي مقابله با انقلاب اسلامي در 31 شهريور 1359 و ورود نيروهاي نظامي به همراه ادوات سنگين و سبك دشمن در جنوب و غرب كشور، مناطق وسيعي از ميهن اسلامي به اشغال آنان درآمد. در اين ميان، يك لشكر زرهي عراق متشكل از 200 الي 250 تانك، پس از تصرف جاده سوسنگرد - حميديه به اهواز، از مرز بستان عبور كرده و سوسنگرد را به تصرف خود درآوردند. پس از اين تجاوز، رزمندگان اسلام در تاريخ هشتم مهر 1359، در عملياتي، به دشمن حمله برده و عليرغم عدم تجهيز قوا و كمي نيروها، در برابر نيروهاي عراقي مقابله كردند. در ادامه حمله به نيروهاي دشمن، تلفات بسياري بر دشمن وارد آمد به طوري كه پس از آن مجبور به عقبنشيني شدند. در اين حمله، نيروهاي اسلام متشكل از مردم بومي و بسيج، به دشمن امان نداده و در 10 مهر 1359، سوسنگرد را از لوث دشمنان پاك كردند. در اين حملات، بيش از هفتاد تانك و خودروي در پي تهاجم ارتش مزدور بعث عراق براي مقابله با انقلاب اسلامي در 31 شهريور 1359 و ورود نيروهاي نظامي به همراه ادوات سنگين و سبك دشمن در جنوب و غرب كشور، مناطق وسيعي از ميهن اسلامي به اشغال آنان درآمد. در اين ميان، يك لشكر زرهي عراق متشكل از 200 الي 250 تانك، پس از تصرف جاده سوسنگرد - حميديه به اهواز، از مرز بستان عبور كرده و سوسنگرد را به تصرف خود درآوردند. پس از اين تجاوز، رزمندگان اسلام در تاريخ هشتم مهر 1359، در عملياتي، به دشمن حمله برده و عليرغم عدم تجهيز قوا و كمي نيروها، در برابر نيروهاي عراقي مقابله كردند. در ادامه حمله به نيروهاي دشمن، تلفات بسياري بر دشمن وارد آمد به طوري كه پس از آن مجبور به عقبنشيني شدند. در اين حمله، نيروهاي اسلام متشكل از مردم بومي و بسيج، به دشمن امان نداده و در 10 مهر 1359، سوسنگرد را از لوث دشمنان پاك كردند. در اين حملات، بيش از هفتاد تانك و خودروي دشمن در كمتر از نصف روز منهدم گرديد و تعدادي از نفرات آنان به اسارت درآمدند.دشمن در كمتر از نصف روز منهدم گرديد و تعدادي از نفرات آنان به اسارت درآمدند.
برچسبها:
دراین بخش تعدادی تصویر در ادامه مطلب می گذارم لطف کرده وتماشاکنید پشیمان نمیشوید
برچسبها:
ادامه مطلب





