اسامی 78 مجروح ایرانی حادثه منا اعلام شد
برچسبها:
ادامه مطلب
برچسبها:
ادامه مطلب
در این روز امیرالمؤمنین علیه السلام به تعلیم پیامبر صلی الله علیه واله دعای شریف صباح را به دست مبارک خود نوشتند(1)
2.افشاء سر ولایت توسط عایشه
در این روز در سال دهم هجرت در حجة الوداع پیامبر صلی الله علیه واله به حفصه سری را بیان فرمود و به او تذکر داد که اگر این سرّ را با کسی بازگو کنی ، لعنت خدا و ملائکه و تمامی مردم بر تو باد.
حفصه بلافاصله آن را به عایشه گفت. (2) عایشه هم آن را به ابوبکر بازگو کرد و ابوبکر هم عمر را در جریان قرار داد . کار به جایی رسید که آن چهار زن و مرد تصمیم گرفتندپیامبر صلی الله علیه واله را مسموم کنند.
جبرئیل پیامبر صلی الله علیه واله را با خبر کرد و آن حضرت آنها را از توطئه و افشاء سرّ خبر داد . سپس حفصه را طلاق دادند ، ولی بعداً به اصرار بعضی رجوع فرمودند و آیات سورۀ تحریم نازل شد. (وَ نَبَّأَنِیَ العَلیمُ اِذ أَسَرَّ النَّبِیُّ اِلی بَعضِ اَزواجِهّ حَدیثاً فَلَمّا نَبَّأَت بِهّ وَ أَظهَرَهُ اللهُ عَلَیهِ عَرَّفَ بَعضَهُ وَ أَعرَضَ عَن بَعضٍ فَلَمّا نَبَّأَها بِهّ قالَت مَن أَنبَأَکَ هذا قالَ الخَبیرُ. اِن تَتوبا اِلَی اللهِ فَقَد صَغَت قُلُوبُکُما وَاِن تَظاهَرا عَلَیهِ فَاِنَّ اللهَ هُوَ مَولاهُ وَ جِبریلُ وَ صالِحُ المُؤمِنینَ وَ المَلائِکَظُ بَعدَ ذلِکَ ظَهیرٌ.(3 ).
این دو زن چه کرده بودند که خداوند در سورۀ تحریم آنها را به زن نوح و لوط علیهما السلام تشبیه نموده است؟!( ضَرَبَ اللهُ مَثَلاً لِلَّذینَ کَفَروا امرَأَةَ نوحٍ وَ امرَأَةَ لوطٍ کانَتا تَحتَ عَبدَینِ مِن عِبادِنا صالِحَینِ فَخانَتا هُما فَلَم یُغنِیا مِنَ اللهِ وَ قیلَ ادخُلا النارَ مَعَ الّداخِلینَ.(4) . (5) در آخر آیۀ 4 این سوره آمده است : اگر شما دو زن یاور هم شوید برای قتل حضرت ، خداوند و جبرئیل و صالح المؤمنین – یعنی امیرالمؤمنین علیه السلام – و ملائکه یاور پیامبر صلی الله علیه واله هستند. (6.)
" تظاهرا" در آیۀ شریفه خطاب به عایشه و حفصه است ، و معنایش این است که آنان تعاون بر اذیت پیامبر صلی الله علیه واله نموده سرّ آن حضرت را فاش کردند و زنان آن حضرت را اذیت نمودند. ( 7)عمر می گوید : مراد از این دو زن در اذیت پیامبر صلی الله علیه واله هم پیمان بودند عایشه و حفصه است.(8)
1. بحار الانوار : ج 91 ص 247 .
2. وقایع الشهور : ص 229 . تفسیر قرطبی : ج 5 ص 172 .
3. سورۀ تحریم : آیات 3 و4
4. سورۀ تحریم : آیۀ 10
5.ریاحین الشریعة : ج 2 ص 382 – 383 . به نقل از تفسیر خازن بغدادی ، فخر رازی ، زمخشری . بحار الانوار :ج 22 ص 233 .
6.تفسیر برهان : ج 4 ص 352 – 353 . بحار الانوار : ج 22 ص 228 – 231
7. ریاحین الشریعة : ج 2 ص 382 – 383 . به نقل از تفسیر خازن بغدادی ، فخر رازی ، زمخشری
برچسبها:
ده سال پیش در چنین روزی ؛ آغاز تهاجم نظامی آمریکا به مردم مظلوم افغانستان به بهانه ی واهی مبارزه با تروریسم 25 سپتامبر سال 2001 میلادی

سپتامبر سال 2001 میلادی مصادف است با تهاجم آمریکا به کشور افغانستان. پس از حادثه 11 سپتامبر دولت آمریکا لشگر عظیمی را به بهانه ی مبارزه با تروریسم و یافتن «بن لادن» رهبر شبكه «القاعده» به عنوان مظنون اصلی عملیات تروریستی آمریكا و مقابله با گروه طالبان به افغانستان گسیل داشت. اما آنچه مسلم است طرح حمله نظامی به افغانستان پیش از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ در دست بررسی و اجرا بوده است. حادثه 11 سپتامبر و ارتباط دادن آن به گروه القاعده و مبارزه با آن؛ تنها بهانه ای بود برای آمریکا تا با شعار مبارزه با تروریسم ؛ پا را فراتر گذاشته و ادعای رهبرِی جهان را با استفاده از نیروی نظامی خود مطرح کند ؛ تا بدین وسیله راحت تر جهان را به سوی نظام تک قطبی ببرد. در واقع افغانستان قربانی اول تثبیت نظام تک قطبی جهانی آمریکا بشمار میرود.
شهرهای بی دفاع و ملت مظلوم افغانستان را آماج حملات سنگین و بی رحمانه خود قرار داد كه در نتیجه آن، شمار زیادی از مردم بی پناه این كشور در مراحل مختلف عملیات نظامی آمریكا از بین رفتند
ملت مظلوم افغانستان که تازه طعم رهایی از استبداد را چشیده بودند بار دیگر با مستبدانی همچون طالبان و نظامیان آمریکا روبرو شدند. و کشورهایی همچون استعمار پیر با پیوستن به آمریکا خواسته یا نا خواسته راه را برای دولتمردان این کشور و مردانی که در پس آن نهفته اند هموار کردند. دولت جنگ طلب آمریكا بی اعتنا به مخالفت های جهانی نسبت به سیاست های جنگ طلبانه اش، به همراهی این متحد اروپائی اش انگلیس، شهرهای بی دفاع و ملت مظلوم افغانستان را آماج حملات سنگین و بی رحمانه خود قرار داد كه در نتیجه آن، شمار زیادی از مردم بی پناه این كشور در مراحل مختلف عملیات نظامی آمریكا از بین رفتند. پیامد این سیاست دو سال بعد یعنی سال 2003، تجاوز به کشور مسلمان نشین دیگر یعنی عراق و اشغال آن بود.

در واقع رژیم آمریكا برای تسلط بر جریان حیاتی نفت و غارت باقی مانده ی منابع نفتی و حضور موثر در كشورهای خاورمیانه جان هزاران مرد و زن بی گناه را بخطر انداخت.
همانطور که مقام معظم رهبری فرمودند ملت افغانستان فقط به این دلیل در طول یكسال و چند ماه، بمبها و سلاحهای كشتار جمعی آمریكا و انگلیس ونیز دخالت و حضور اهانت بار و اشغالگرانه ی آنان را بر جسم و جان خود لمس كردند. در حال حاضر بر طبق نظر خود دولتمردان آمریکا دولت این کشور تبدیل به منفورترین دولت در نزد مسلمانان جهان شده است. طمع ورزی این شبكه ی استكباری و ضد بشریت، حد و مرز نمی شناسد، شك نیست كه آمریكا و متحدانش ناكام خواهند شد و دنیا یكبار دیگر شاهد سقوط یك امپراطوری قدرتمند ولی مست خواهد بود.به شرط آنکه امت اسلامی ـ چه دولتها و چه ملتها ـ بموقع و خردمندانه و شجاعانه تصمیم بگیرند.
برچسبها:
سالگرد درگذشت عالم عارف میرزا جواد آقا ملکی تبریزی
سالگرد در گذشت عالم عارف میرزا جوادآقا ملکی تبریزی(۱۳۴۲ق)
زندگینامه
آیت الله فهری در مورد زندگی آیت الله میرزا جواد ملکی تبریزی نقل می کنند :
یکی از مردان پیشتاز این راه مرحوم عارف بالله آیة الله حاج میرزا جواد ملکی ـ قدس الله نفسه الزکیه ـ است که در این میدان گوی سبقت از همگان ربود.
این مرد بزرگ با اینکه در مقام عرفان مقامی بس والا دارد و از اعظم فقهای « صائنا" لنفسه، حافظا" لذینه، مخالفا" لهواه و مطیعا" لامر مولاه» به شمار می آید .
اوایل عمر شریفش و دوران شباب را در نجف اشرف در مجلس درس اساتید بزرگ حاضر شده و استادش در « فقه» ، مرحوم آیة الله رضا همدانی و در « اصول » ، علامه ملا محمد کاظم خراسانی و در « عرفان و اخلاق و سلوک» ، آیة الله آخوند ملا حسینقلی همدانی ـ رضوان الله علیهم اجمعین ـ بوده است.
سال تولد ایشان در دست نیست ولی از کتابی در « فقه » که یکی از فضلای معاصر به آن دست یافته و از مؤلفات ایشان و در پایان آن نوشته شده معلوم می شود که به سال ۱۳۱۲ هـ . ق مؤلف در عنفوان جوانی بوده است.
به هر حال ؛ ایشان در حدود سال ۱۳۲۱ هجری قمری به ایران آمده و در زادگاه و موطن اصلی اش تبریز به ترویج و تهذیب پرداخت و در اوایل مشروطه به سال ۱۳۲۹ هجری قمری به خاطر نامساعد بودن اوضاع تبریز به قم هجرت فرمود و در قم به ارشاد سالکان و تربیت مستعدان مشغول بود تا آنکه مرحوم آیة الله العظمی شیخ عبدالکریم حایری یزدی در سال ۱۳۴۰ هـ . ق از اراک به قم تشریف آورده و به اصرار مرحوم مجاهد شیخ محمد تقی بافقی که از دوستان مرحوم ملکی بوده و پس از استخاره و آمدن آیة شریفه ( وأتونی بأهلکم أجمعین) [ سورة یوسف (۱۲)، آیه ۹۳؛ یعنی همه نزدیکان خود را نزد من بیاورید]، تصمیم به ماندن در قم و تأسیس حوزه علمی فعلی را می گیرد و دوستان و شاگردان آیة الله حایری نیز که در اراک بودند به قم مهاجرت می کنند.
مرحوم حاج شیخ عباس تهرانی نیز که جزء مهاجرین بودند در قم به جمع مرحوم ملکی و بافقی می پیوندد و کانونی از اخلاق و تهذیب نفس تشکیل می دهند که ثمرات ارزنده ای داشته و افراد شایسته ای تربیت یافته اند.
مرحوم ملکی، درس فقهی داشته اند که عنوانش « مفاتیح الشرایع فی الفقه» مرحوم فیض کاشانی بوده و نیز دو مجلس اخلاق داشته: یکی در منزل برای خواص بوده و دیگری در مدرسه فیضیه برای عموم که جمعی از بازاریان قم نیز در آن درس شرکت داشته اند.
نماز جماعت را در بالای سر حضرت معصومه علیها السلام اقامه می کرده و امام خمینی – ره – در نماز جماعت ایشان و در درس اخلاق که در منزل برای خواص می گفته، حاضر می شدند.
مرحوم حجة الاسلام شیخ مهدی حکمی قمی می فرمودند:
از ثمره مشروطه که خدا به ما عطا فرمود این بود که وسیله شد حاج میرزا جواد آقا در قم ساکن شود.اثر موعظه استاد
آیت الله سید حسین فاطمی قمی نقل می کنند :
معصوم علیه السلام فرمود: موعظه چون از قلب بیرون آید داخل قلب می شود و اگر مجرد زبان شد از گوش تجاوز نمی کند.
مواعظ ایشان ـ طاب ثراه ـ چنان بود که گویی آتش در دل جُلساء مشتعل می نمود، چنان بود که گویا انسان را از این نشئه خارج و به عالم دیگری داخل می کند، ولی چون از مجلس ایشان خارج می شدیم با هر یک از مجلسیان آن مرحوم تماس می گرفتم باز همان حال غفلت در او بازگشت کرده بود؛ از بعد ایشان پیوسته آرزوی یک چنین مجلسی را دارم و به دست نمی آورم.مراتب حب جاه
از فرمایشات مرحوم ملکی ـ رحمة الله علیه ـ این بود که فرمودند:
در مجلس استادم جناب آخوند ملاحسینقلی همدانی مذاکره حب جاه شد.
من عرض کردم: بحمدالله من حب جاه ندارم!؟
[ آخوند همدانی] رو کرد به مرحوم حاج شیخ کاظم و فرمود:
ببین میرزا جواد چه می گوید؟!
این مطلب گذشت تا موقعی که عده ای از ملکی های تبریز آمدند به زیارت کربلا، بر من ظاهر شد که معاشرتم با آنها همه ناشی از حب جاه است!اثر سخنان میرزا جواد آقا
خطیب محترم استاد فاطمی نیا تبریزی در کنگره بانو اصفهانی، فرمودند:
« در مورد جمال السالکین، آیة الله آقا میرزا جواد آقای تبریزی می نویسند که وقتی در مجلسی می نشست می فرمود:
ای مردم! یکی از نام های خدا « غفار» است! همین را که می گفت، چند نفر غش می کردند و آنان را از مجلس بیرون می بردند!
آیة الله شیخ علی پناه اشتهاردی هم فرمودند: میرزا جواد آقا تبریزی در مدرسه فیضیه درس اخلاق داشت و آن چنان تأثیر آتشین بر دل ها می گذاشت که در درسش از اثر صحبت ایشان، غش می کردند و بی هوش می شدند.
روزی به میرزا جواد آقا عرض کردند که تأثیر صحبت شما چنان است که یکی از تجار در این جلسه حضور داشته بی هوش بر زمین افتاده است!
فرموده بودند: این که چیزی نیست مولایشان امیرالمؤمنین همیشه از خوف خدا چنین حالتی بهش دست می داد!مقام میرزا جواد آقا
حجت الاسلام فاطمی نیا می فرمودند :
… اینها حیف است، اینها سینه به سینه است، اگر ناقلش مثل من بیافتد و بمیرد دیگر کسی پیدا نمی شود بگوید، هی منتظر شوی که رادیو خواهد گفت، یا تلویزیون. دیگر تمام شد!
… آقا شیخ محمد حسین بهاری خودش به من فرمود که آقا میرزا جواد آقا تبریزی ـ رضوان الله علیه ـ روی منبر نشسته بود و من پای درس ایشان بودم.
شیخ محمد حسین تا سه چهار سال پیش زنده بود خیلی مرد بزرگی
بود منتهی دیگر چون آسم شدیدی داشت آن هم در یک گوشه شهرستان! ایشان مجهول القدر مانده بود…
ایشان می فرمود جوان بودم میرزا جواد آقا روی منبر درس می گفت، می گوید یک دفعه دیدم این دو چشم های نورانی را متوجه ما کرد گفت: اهل کجایی؟ ـ من خلاصه عرض می کنم ـ گفتم: اهل بهار!
تا گفتم اهل بهار، به پُری صورتش اشک ریخت!
سپس گفت: شیخ محمد بهاری، قبرش زیارتگاه شده یا نه؟ قبر شیخ محمد مزار شده یا نه؟
بعد گفت: ان شاء الله من در پنجشنبه هفته آینده مهمان ایشان هستم! ـ یا گفت: به او ملحِق می شوم ـ این حرفی که می زد مثل اینکه پنجشنبه بوده می فرمود: پنجشنبه آینده!
یک شاگردی داشت آن شاگرد بی قرار شد، گریه کرد، آمد خودش دست به
ضریح حضرت معصومه علیها السلام شد.
گفتیم: چه خبر است؟ والله! من این آقا را می شناسم اینکه گفت: من پنجشنبه آینده مهمان شیخ محمد بهاری هستم، دیگر تمام شد!
گفتیم: حالا امام نیست، پیامبر نیست که حرفش را این قدر زود باور می کنید. حالا که آقا میرزا جواد آقا سر حال است.
به هر حال، گفت: پنجشنبه آینده جنازه آقا میرزا جواد آقا تبریزی تشییع شد.
مهم این است که ایشان می گفت:
طلبه های دارالشفاء، فیضیه و جاهای دیگر، ـ ببینید اینها مهم است، قریب به دویست و پنجاه طلبه، قریب به دویست و پنجاه طلبه!! – از حوزه علمیه خواب دیده بودند صبح که پا شده بودند برای نماز، به همدیگر می گفتند: خواب دیدیدم! یک الف این خواب ها با هم فرقی نداشت. خیلی حرف است! ۲۵۰ نفر خواب ببینند یک الف هم با هم فرق نداشته باشد!!
خلاصه؛ که در شب پنجشنبه خواب دیده بودند که جنازه آقا میرزا جواد آقا تبریزی روی تابوت حرکت می کند، حضرت سید انبیاء صلی الله علیه و آله و سلم جلوی جنازه حرکت می کند!سلیقه معنوی میرزا جواد آقای تبریزی
مرحوم میرزا عبدالله شالچی تبریزی می فرماید:
… مرحوم استادم حاج میرزا جواد آقای ملکی تبریزی که هم مجتهد در فقه بود و رساله عملیه داشت و هم در معارف اسلامی صاحب نظر، دستوراتی می دادند که انسان در خوردن، خوابیدن، نشستن، صحبت و عمل کردن چگونه رفتار کند. یکی از دستورات ایشان این بود که :
انسان نباید معصیت کند.
خوش سلیقگی را ببینید آقا! این عالمی است که خوش سلیقه است و پیروانش را به راه راست هدایت می کند. اولین دستوری که می دهد این است که انسان نباید معصیت کند. می فرمود:
انسان در خوردن نباید به قدری نخورد که ضعف پیدا کند و نه به قدری بخورد که کسل شود و از اطاعت باز بماند. ایشان به شب خیزی خیلی اهمیت می داد.استفاده از مقبره استاد
مرحوم شالچی تبریزی می فرمود :
ایشان اینجا در قم بودند و فوت شدند. قبرشان هم در شیخان است. من حالا هم از قبرش استفاده می کنم. بروید سر قبرش، فاتحه بخوانید، حوائجتان را هم بخواهید. گمان می کنم که نتیجه بگیرید.
من حالا هم گاهی شده است که عرضی داشته باشم می روم سر قبر ایشان و نتیجه می گیرم. خواب
هم می بینم و استفاده می کنم.دید ملکوتی
استاد شالچی تبریزی می فرمود :
« یکی از روزها صبح پس از نماز برای شرکت در جلسه اخلاق میرزا جواد آقا به فیضیه رفتم.
استاد به من فرمودند: میرزا عبدالله چه می بینی؟!
این صحبت استاد گویا خود تصرفی بود که آن بزرگ در جان من کرد و حجاب ملکوت از برابر چهره ام برداشته شد.
دیدم اشخاصی را که در فیضیه هستند و در ظاهر می بینم، اما باطن آنان را نیز مشاهده می کنم به صورت های گوناگون اند!
بار دیگر فرمودند: فلانی چه می بینی؟ و من چون توجه کردم دریافتم ارواح مؤمنین روی صحن مدرسه فیضیه دور هم نشسته اند و با هم مذاکره می کنند!
پس از آن استاد به من فرمودند: میرزا عبدالله فکر نکنی اینها مقاماتی است و به جایی رسیده ای؟! اینها در برابر آنچه در سیر و سلوک و تقرب الی الله به سالک می دهند هیچ است.»تسلیم به قضای الهی
حاج آقا شالچی فرمودند:
« روزی همراه استادم مرحوم حاج میرزا جواد آقا ملکی قدم می زدیم که ایشان در جایی نشستند و مشغول خواندن چیزی شدند.
ما احساس کردیم ایشان مشغول فاتحه خوانی هستند و در عین حال قبری را هم آنجا نیافتیم! از ایشان سؤال کردیم: آیا قبر بزرگی در اینجاست که مشخص نیست و ما نمی دانیم؟
ایشان با لبخندی گذشتند. ما فهمیدیم که ایشان مایل به جواب گفتن نیستند. پس از این ماجرا، هفته بعد فرزند ایشان فوت کرد و در همانجا دفن گردید و معلوم شد که مرحوم ملکی خبر این حادثه را از قبل می دانستند!»تشکر از واسطه فیض الهی
آیت الله سید احمد فهری زنجانی نقل می کنند :
دوستی داشتم به نام مرحوم سرهنگ محمود مجتهدی که درک محضر ایشان را کرده بود و نیز از انفاس او بهره ای داشت، او می گفت:
روزی پس از پایان درس، عازم حجره یکی از طلبه ها که در مدرسه دارالشفاء بود، گردید و من نیز در خدمتش بودم ، به حجره آن طلبه وارد شد و مراسم احترام معمول گردید و پس از اندکی جلوس ، برخاسته و حجره را ترک گفتند و چون منظور از این دیدار را پرسیدم ، فرمود:
شب گذشته به هنگام سحر، فیوضاتی بر من افاضه شد که فهمیدم از ناحیه خودم نیست و چون توجه کردم دیدم که این آقای طلبه به تهجد برخاسته و در نماز شب اش به من دعا می کند و این فیوضات اثر دعای اوست، این بود که به عنوان سپاسگزاری از عنایتش، به دیدار او رفتم!ارتحال
از قول آیت الله فهری نقل شده :
همچنین شنیدم از زاهد عابد مرحوم حسین فاطمی قمی که از دوستان مرحوم ملکی بود که فرمود: از مسجد جمکران بازگشتم. در منزل به من گفتند که آقای حاج میرزا جواد جویای حال تو شده است.
[ آقای فاطمی] فرمود: من با سابقه کسالتی که از ایشان داشتم با عجله به خدمتش رفتم ( و به گمانم فرمود عصر جمعه بود) دیدم ایشان استحمام کرده خضاب بسته و پاک و پاکیزه در بستر بیماری افتاده و آماده ادای نماز ظهر و عصر است.
در میان بستر شروع به گفتن اذان و اقامه کرد و دعای تکبیرات افتتاحیه را خواند و همین که به تکبیرة الاحرام رسید و گفت: الله اکبر! روح مقدسش از بدن اقدسش به عالم قدس پرواز کرد.
این واقعه به سال ۱۳۴۳ هجری قمری بود. پیکر پاکش پس از تجهیز در شیخان قم به خاک سپرده شد .
برچسبها:
در دلم رازی نهان دارم
نمی دانم بگویم یا نگویم ؟
ترس از آن دارم اگر گویم بریزد آبرویم
نمی دانم که رازم را بگویم یا نگویم ؟
عاشقم اما پریشانم
نمی دانم که رازم را زچشمانت بجویم یا نجویم ؟
نمی دانم که رازم را بگویم یا نگویم ؟
کن نگاهی در نگاهم
یا بگو غرق گناهم
یا بگو در اشتباهم
عاشقی گم کرده راهم
نمی دانم که این ره را بپویم یا نپویم ؟
نمی دانم که رازم را بگویم یا نگویم ؟
وای از آن زلف و پریشان موی تو
می برد هوش از سرم جادوی تو
خود نمی دانی که هرجا بوی توست
می کشد هر جا دلم را سوی تو
نمی دانم که این زلف پریشان را ببویم یا نبویم
نمی دانم که رازم را بگویم یا نگویم
در دلم رازی نهان دارم
نمی دانم بگویم یا نگویم ؟
ترس از آن دارم اگر گویم بریزد آبرویم
نمی دانم که رازم را بگویم یا نگویم ؟
بگو بگو ای همای مست بگو بگو
" دلبرا می خوردن از کام شما هست آرزویم "
برچسبها:
|
|
|
طی دهه آینده، یکی از بزرگترین تلسکوپهای ساخته دست بشر، گذشته پیش از این نادیدنی جهان را برای انسان آشکار خواهد کرد. تلسکوپ غولآسای ماژلان
![]() |
برچسبها:
برچسبها:
خیلی از ما زمانی که میخواهیم از میوهها و سبزیجات استفاده کنیم، از روی ناآگاهی یا طبق عادت پوست یا برگ آنها را جزو ضایعات حساب کرده و دور میریزیم. بیخبر از اینکه نمیدانیم همین پوست و برگ میتواند مقدار زیادی ویتامین و مواد معدنی داشته باشد که در بعضی موارد این میزان حتی بیشتر از مقداری است که در بخشهای مورد استفاده وجود دارد.
با استفاده از این قسمتها نهتنها میتوانیم مواد مفید بیشتری به بدنمان برسانیم، بلکه در هزینهها هم صرفهجویی خواهیم کرد.
برگ بروکلی
یکی از قسمتهایی که تقریبا همیشه از دستش میدهیم برگ بروکلی است. همه میدانیم که گل بروکلی سرشار از آنتیاکسیدان و ویتامینهای C، A، E، کلسیم و منیزیم است، اما قسمتی که مدنظر ماست، برگهای این گیاه بوده که در هر 30 گرمش 90 درصد دوز روزانه مورد نیاز ویتامین A قرار دارد.
از نظر ویتامین C هم هر 30 گرم بروکلی 43 درصد از دوز روزانه مورد نیاز این ویتامین را شامل میشود.
برگها و پوست هویج
همه ما عادت کردهایم پوست هویج را هنگام استفاده بتراشیم، اما اگر بدانید که همین قسمت بیرونی چقدر خواص دارد دیگر تنها به شستن آن بسنده میکنید. در رابطه با برگهای هویج هم باید گفت که این قسمت سرشار از کلروفیل است. کلروفیل منبعی غنی از منیزیم است و فشار خون را تنظیم میکند و به قوی شدن استخوانها و عضلات کمک میکند.
خواص برگهای هویج به همین جا ختم نمیشود، این قسمت سرشار از پتاسیم و ویتامین K هم است.
برگ چغندر
دفعه بعد که چغندر میخرید برگهای آن را بیرون نریزید. بشورید و در انواع سالاد و سوپ استفاده کنید.
هم طعم شیرین و خوبی به خوراک میدهد و هم سرشار از فولات، بتاکاروتن و آنتیاکسیدان است و مصرف آن روی پوست، مجاری ادراری و کیسه صفرا تاثیرات مثبت دارد.
پوست کیوی
پوست زبر و خشن کیوی سرشار از فیبر است. حتی اگر خوردن و جویدن آن برایتان مشکل است، به فکر سلامتیتان باشید و تلاش کنید کیوی را با پوست بخورید. کیوی سرشار از ویتامین E و C است، اما جالب است بدانید بخش عمده ویتامین E موجود در این میوه در پوستش ذخیره شده است.
کیوی را خوب بشویید و سپس با پوست بخورید.
پوست هندوانه
پوست هندوانه، همانی که نه مزهای دارد و نه بوی خاصی، اما سرشار از منیزیم و سیترولین است.
سیترولین در بدن به آرجینین تبدیل میشود و آرجینین هم برای دستگاه گردش خون و دستگاه ایمنی بسیار مفید است.
دانههای کدو تنبل
دانههای کدو یا همان تخم کدو را که همه میشناسیم، اما شاید از خواص جالب و مفیدش چیزی ندانید.
این تخمه جادویی سرشار از منیزیم بوده و برای پوکی استخوان، پروستات، انگلزدایی، کاهش کلسترول و پیشگیری از سرطان مفید است.
هسته آناناس
هسته آناناس قسمت وسط و سفت میوه است که بیرون میاندازیم، اما باید بدانید که این هسته سرشار از بروملین بوده و خاصیت ضد التهابی دارد.
پوست مرکبات
پوست تلخ مرکبات منبع غنی از انواع ویتامینهاست. خوردن پوست مرکبات برای همه ممکن نیست، پس بهتر است برای ترشی یا مربا کردن از آنها استفاده کنید.
در ضمن میتوانید از این پوستها درون غذا و سوپ هم استفاده کنید.
برچسبها:
رحلت چندین نفراز حجاج بیت الحرام در روز عرفات در مکه مکرمه به همه ایرانیان وبازماندگان آن عزیزان تسلیت عرض می کنم
برچسبها:





